یک دریبل، یک هشدار؛ دفاعی که جا ماند
شکست پرسپولیس مقابل فولاد فقط یک لغزش مقطعی در جدول نبود؛ این بازی بیش از هر چیز تصویری نگرانکننده از خط دفاعی تیمی ارائه داد که تا همین چند هفته پیش، یکی از باثباتترین خطوط دفاعی لیگ را در اختیار داشت.
سرخها در حالی در هفته هجدهم سه گل در اهواز دریافت کردند که در سه مسابقه اخیر، پنج بار دروازهشان باز شده و این آمار بهتنهایی گویای تغییری معنادار در ساختار تدافعی تیم است؛ تغییری که حالا دیگر نمیتوان آن را اتفاقی یا حاصل بدشانسی دانست.
پرسپولیس با وجود بهرهمندی از مدافعانی باتجربه و ملیپوش، در فاز دفاعی دچار آشفتگیهایی شده که مستقیماً روی نتایج اثر گذاشته است. در این میان، نقش محمدحسین کنعانیزادگان بیش از سایرین زیر ذرهبین قرار میگیرد؛ مدافعی که بهعنوان رهبر خط دفاعی، انتظار میرفت نقطه اتکای تیم باشد اما در هفتههای اخیر، تصمیمهای پرریسک و افت تمرکز او، هزینههای سنگینی روی دست پرسپولیس گذاشته است. صحنه گل سوم فولاد، که با جا ماندن کنعانیزادگان مقابل یوسف مزرعه رقم خورد، تنها یک اشتباه فردی نبود؛ نشانهای از کاهش دقت، بازیخوانی و شاید احساس امنیتی که به مرور، خطرناک میشود.
این اتفاقها زمانی نگرانکنندهتر جلوه میکند که پای تیم ملی به میان میآید. کنعانیزادگان و چند مدافع دیگر پرسپولیس، همچنان از گزینههای اصلی حضور در ترکیب تیم ملی محسوب میشوند و این در حالی است که فاصله چندانی تا رقابتهای حساس پیشرو باقی نمانده است. امیر قلعهنویی که در ماههای اخیر رویکردی محتاطانهتر و تدافعیتر را دنبال کرده، حالا با این واقعیت مواجه است که مدافعان باتجربهاش حتی در لیگ داخلی نیز ثبات لازم را ندارند؛ مسئلهای که مقابل تیمهایی با بازیکنان سرعتی و تکنیکی، میتواند به بحرانی جدی تبدیل شود.
مقایسه میان مزرعه و ستارههایی مانند ژرمی دوکو، نه از سر اغراق بلکه از جنس هشدار است. وقتی یک بازیکن جوان در لیگ برتر میتواند با یک حرکت انفرادی، ساختار دفاعی مدعی قهرمانی را به هم بریزد، این پرسش شکل میگیرد که همان مدافعان با چه کیفیتی قرار است برابر بازیکنانی در سطح اول فوتبال جهان قرار بگیرند؛ بازیکنانی که هم از نظر فیزیکی و هم از نظر تکنیکی، در سطحی بالاتر بازی میکنند.
در عین حال، نباید درخشش یوسف مزرعه را صرفاً به ضعف خط دفاعی پرسپولیس تقلیل داد. او در این مسابقه نشان داد که جسارت و توانایی لازم برای بازی در سطح بالا را دارد؛ اما واقعیت این است که چنین استعدادهایی، بیش از آنکه بهعنوان گزینهای جدی برای آینده تیم ملی دیده شوند، تنها بهعنوان زنگ خطر برای مدافعان باتجربه عمل میکنند. بسته ماندن مسیر ورود جوانان به تیم ملی، در کنار افزایش میانگین سنی ترکیب اصلی، دغدغهای است که همزمان با افت مدافعان باسابقه، پررنگتر از همیشه به چشم میآید.
امروز مزرعه، فردا شاید دوکو؛ فاصله این دو فقط در نامهاست، نه در اصل ماجرا. اگر افت تدافعی پرسپولیس و نوسان مدافعان ملیپوش جدی گرفته نشود، این هشدارها دیر یا زود از سطح گزارش و تحلیل عبور میکنند و به نتایجی تبدیل میشوند که جبران آنها، دیگر به این سادگی نخواهد بود.