چکش ۴۶۴ میلیاردی در اقتصاد جنگزده/ جابه جایی رکورد تاریخ حراج تهران با ۳۶ خریدار و ۶ اثر طلایی!
تحریریه آوش/ در دوره بیستوپنجم، تعداد آثار عرضهشده از ۱۲۰ به ۱۰۰ اثر و تعداد آثار فروختهشده از ۱۱۴ به ۹۶ اثر کاهش یافت و مجموع قیمت نهایی این شش اثر به ۱۸۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان میرسد که معادل حدود ۳۹.۸ درصد کل فروش حراج است و به عبارت روشنتر، شش اثر از میان ۹۶ اثر فروختهشده، تقریباً دو پنجم تمام پول جابهجاشده در حراج را به خود اختصاص دادهاند و ۹۰ اثر دیگر، مجموعاً حدود ۲۷۹ میلیارد و ۴۶۶ میلیون تومان فروش داشتهاند
در روزهایی که سایه جنگ، تورم و نااطمینانی بر بخش بزرگی از اقتصاد ایران سنگینی میکند و بسیاری از بازارها هنوز با پیامدهای رکود، کاهش قدرت خرید و اختلال در فعالیتهای اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، چکش حراج تهران صدایی متفاوت داشت. شامگاه جمعه ۲۶ تیرماه، صد اثر از هنر مدرن، کلاسیک و سنتی ایران در هتل پارسیان آزادی روی میز مزایده رفت و ۹۶ اثر با رقم نهایی ۴۶۴ میلیارد و ۲۶۶ میلیون تومان فروخته شد؛ فروشی که نهفقط رکورد دوره پیشین، بلکه تمام دورههای گذشته این رویداد را با فاصلهای چشمگیر پشت سر گذاشت.
اما پشت رقم بزرگ ۴۶۴ میلیارد تومان، واقعیتی پیچیدهتر قرار دارد. این رکورد را تنها ۳۶ خریدار رقم زدند، شش اثر نزدیک به ۴۰ درصد کل فروش را به خود اختصاص دادند، دو سوم آثار فروختهشده قیمت میلیاردی داشتند و در میان ۸۰ هنرمند حاضر، تنها شش هنرمند زن دیده میشدند. بنابراین پرسش اصلی تنها این نیست که حراج تهران چقدر فروخت؛ پرسش مهمتر این است که این ارقام درباره اقتصاد هنر ایران در میانه جنگ و بحران اقتصادی چه میگویند؟
آیا با رونقی فراگیر در بازار هنر روبهرو هستیم یا سرمایههای بزرگ، بار دیگر در جستوجوی پناهگاهی امن، کمیاب و قابل انتقال، به سوی آثار چند هنرمند تثبیتشده حرکت کردهاند؟
شبی که رکوردهای حراج تهران فروریخت
بیستوپنجمین دوره حراج تهران با اجرای شهریار ربانی و حضور مجموعهداران، هنرمندان و نمایندگان رسانهها برگزار شد. بخشی از مخاطبان نیز مزایده را بهصورت آنلاین از طریق وبسایتها و شبکههای اجتماعی دنبال کردند.
در این دوره ۱۰۰ اثر عرضه شد که شامل ۷۴ نقاشی، ۱۴ اثر خوشنویسی، شش مجسمه و شش قالی تصویری بود. از این تعداد، ۹۶ اثر خریدار پیدا کرد و تنها چهار اثر از پروانه اعتمادی، رضا مافی، محمود اولیاء و رحیم نوهسی بدون خریدار باقی ماند.
مجموع قیمتهایی که چکش حراج روی آنها فرود آمد، ۴۲۲ میلیارد و ۶۰ میلیون تومان بود. با اضافهشدن حقالزحمه ۱۰ درصدی حراجگزار، رقم نهایی فروش به ۴۶۴ میلیارد و ۲۶۶ میلیون تومان رسید. تفکیک این دو عدد ضروری است؛ زیرا قیمت چکش، مبلغ پذیرفتهشده در مزایده است و رقم نهایی، هزینهای است که خریدار پس از افزودن کارمزد حراج میپردازد. وبسایت رسمی حراج تهران نیز رقم کل مزایده و رقم نهایی فروش را بهصورت جداگانه ثبت کرده است.
به همین دلیل، تابلوی «افق رفیع» سهراب سپهری در اصل با قیمت ۳۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان چکش خورد، اما رقم نهایی آن پس از محاسبه کارمزد به ۴۲ میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان رسید. همین قاعده درباره سایر آثار و مجموع فروش حراج نیز صدق میکند.
فروش ۹۶ اثر از میان ۱۰۰ اثر عرضهشده، نرخ فروش ۹۶ درصدی را برای این دوره ثبت کرد؛ نرخی که از استقبال بالای خریداران حکایت دارد. بااینحال، تعداد محدود خریداران نشان میدهد این استقبال در بازاری کوچک و بهشدت متمرکز رخ داده است.

۳۶ خریدار برای بازاری به ارزش نیمهزار میلیارد تومان
بر اساس گزارش برگزارکنندگان، تنها ۳۶ خریدار در مزایده بیستوپنجمین حراج تهران شرکت کردند که هشت نفر از آنها برای نخستینبار وارد بازار خرید آثار هنری شده بودند.
همین عدد یکی از قابلتأملترین واقعیتهای حراج امسال است. ۳۶ خریدار در مجموع معاملاتی به ارزش بیش از ۴۶۴ میلیارد تومان انجام دادهاند. تقسیم ساده مجموع فروش بر شمار خریداران، میانگینی نزدیک به ۱۲ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان برای هر خریدار به دست میدهد. البته این محاسبه به معنای آن نیست که همه خریداران به یک اندازه هزینه کردهاند؛ ممکن است یک خریدار چند اثر گرانقیمت و خریدار دیگری تنها یک اثر چندصدمیلیونی خریده باشد. بااینحال، این میانگین میزان تمرکز سرمایه در حلقهای بسیار محدود را نشان میدهد.
البته که بازاری با ۳۶ خریدار را نمیتوان بازاری گسترده و عمومی دانست. رشد فروش در چنین ساختاری بیش از آن که حاصل ورود هزاران مشتری تازه یا عمومیشدن مجموعهداری باشد، از افزایش قدرت خرید، رقابت یا میل سرمایهگذاری گروه کوچکی از مجموعهداران و صاحبان سرمایه حکایت دارد.
تعداد خریداران دوره جدید حتی با برخی دورههای قبل تفاوت چشمگیری ندارد. در حراج بیستودوم نیز ۳۴ خریدار حضور داشتند و هشت نفر برای نخستینبار وارد بازار هنر شده بودند. آن دوره با فروش ۸۴ اثر از ۹۹ اثر عرضهشده، مجموعاً ۲۲۴ میلیارد و ۷۱۹ میلیون تومان فروش داشت.
بنابراین طی فاصله حراج بیستودوم تا بیستوپنجم، تعداد خریداران فقط از ۳۴ به ۳۶ نفر افزایش یافته، اما گردش مالی از حدود ۲۲۵ میلیارد تومان به بیش از ۴۶۴ میلیارد تومان رسیده است. این مقایسه نشان میدهد جهش اصلی در تعداد مشتریان اتفاق نیفتاده؛ پول بیشتری در همان حلقه محدود بازار گردش کرده است.
تعداد آثار کمتر شد؛ متوسط قیمت نزدیک به چهار برابر
مقایسه بیستوپنجمین دوره با حراج پیشین، ابعاد واقعی جهش را بهتر نشان میدهد. در حراج بیستوچهارم که مهرماه ۱۴۰۴ و با تمرکز بر هنر معاصر ایران برگزار شد، ۱۲۰ اثر عرضه شد. ۱۱۴ اثر خریدار پیدا کرد و فروش نهایی به ۱۴۷ میلیارد و ۲۱۳ میلیون تومان رسید.
در دوره بیستوپنجم، تعداد آثار عرضهشده از ۱۲۰ به ۱۰۰ اثر و تعداد آثار فروختهشده از ۱۱۴ به ۹۶ اثر کاهش یافت؛ اما مجموع فروش از ۱۴۷ میلیارد و ۲۱۳ میلیون تومان به ۴۶۴ میلیارد و ۲۶۶ میلیون تومان رسید.
به بیان دیگر، حراج امسال با عرضه ۲۰ اثر کمتر و فروش ۱۸ اثر کمتر، حدود ۳۱۷ میلیارد تومان بیشتر از دوره قبل درآمد ثبت کرد. فروش نهایی نسبت به حراج بیستوچهارم حدود ۲۱۵ درصد افزایش یافته و به بیش از ۳.۱۵ برابر رسیده است.
میانگین فروش هر اثر نیز تفاوت را آشکارتر میکند. در دوره بیستوچهارم، متوسط قیمت نهایی هر یک از ۱۱۴ اثر فروختهشده حدود یک میلیارد و ۲۹۱ میلیون تومان بود. این میانگین در دوره بیستوپنجم، با تقسیم ۴۶۴ میلیارد و ۲۶۶ میلیون تومان بر ۹۶ اثر، به حدود چهار میلیارد و ۸۳۶ میلیون تومان رسیده است.
بنابراین متوسط قیمت هر اثر فروختهشده طی یک دوره حدود ۲۷۵ درصد افزایش یافته و تقریباً ۳.۷۵ برابر شده است. این شاید مهمترین شاخص برای فهم رکورد جدید باشد: حراج تهران الزاماً بزرگتر نشده، اما سبد آثار آن بسیار گرانتر شده است.
ترکیب متفاوت دو دوره نیز در این اختلاف نقش دارد. حراج بیستوچهارم ویژه هنر معاصر بود، اما دوره جدید زیر عنوان «هنر مدرن، کلاسیک و سنتی ایران» برگزار شد و آثار تاریخیتر، خوشنویسی، نگارگری، فرشهای تصویری و نامهای تثبیتشده هنر مدرن را در کنار یکدیگر قرار داد.
از ۱۲۰ میلیارد تا ۴۶۴ میلیارد؛ فاصلهای که در سال جنگ ساخته شد
رکورد حراج بیستوپنجم تنها در مقایسه با دوره قبل چشمگیر نیست. مرور نتایج پنج دوره اخیر نشان میدهد حراج امسال با فاصلهای کمسابقه از روند سالهای گذشته جدا شده است.
بیستویکمین حراج تهران با تمرکز بر هنر معاصر، حدود ۱۲۰ میلیارد و ۳۱۸ میلیون تومان فروش داشت. بیستودومین دوره، با اضافهشدن آثار کلاسیک و سنتی، فروش را به ۲۲۴ میلیارد و ۷۱۹ میلیون تومان رساند. فروش بیستوسومین دوره در اردیبهشت ۱۴۰۴ به ۱۷۴ میلیارد و ۹۲۲ میلیون تومان کاهش یافت و بیستوچهارمین حراج در مهر همان سال با رقم ۱۴۷ میلیارد و ۲۱۳ میلیون تومان پایان گرفت.
حراج بیستوپنجم با فروش ۴۶۴ میلیارد و ۲۶۶ میلیون تومان اما بیش از ۳.۱۵ برابر حراج بیستوچهارم، حدود ۲.۶۵ برابر حراج بیستوسوم، بیش از دو برابر حراج بیستودوم و نزدیک به ۳.۹ برابر حراج بیستویکم فروش داشته است.
این جهش در زمانی رخ داده که اقتصاد ایران ماهها درگیر جنگ، اختلال در فعالیت کسبوکارها، کاهش قدرت خرید، تورم شدید و نااطمینانی نسبت به آینده بوده است. بسیاری از بخشهای اقتصاد فرهنگ، از گالریها و سالنهای نمایش گرفته تا تولیدکنندگان و هنرمندان مستقل، تحت تأثیر کاهش تقاضای عمومی و افزایش هزینهها قرار گرفتهاند. بااینحال، بازار آثار گرانقیمت مسیری متفاوت پیموده است.
این تضاد، یکی از مهمترین محورهای گزارش حراج امسال است و درحالیکه بخش بزرگی از جامعه برای تأمین هزینههای روزمره با محدودیت روبهروست و بسیاری از فعالیتهای فرهنگی از کاهش مخاطب و درآمد آسیب دیدهاند، تنها ۳۶ خریدار توانستهاند بازاری به ارزش نزدیک به نیمهزار میلیارد تومان ایجاد کنند. بحران برای همه بازارها و همه طبقات اقتصادی یک معنا ندارد. برای خانوارها، جنگ و تورم به معنای کاهش مصرف و حذف هزینههای فرهنگی است؛ اما برای صاحبان سرمایههای بزرگ، همین نااطمینانی میتواند انگیزه تبدیل پول نقد به داراییهای کمیاب و بادوام را افزایش دهد.
شش اثر، نزدیک به ۴۰ درصد کل فروش
تمرکز فروش فقط در تعداد خریداران دیده نمیشود؛ بخش بزرگی از رقم نهایی حراج نیز به تعداد بسیار محدودی از آثار وابسته بوده است.
شش اثر این دوره با قیمت نهایی بالاتر از ۲۵ میلیارد تومان فروخته شدند:
تابلوی «افق رفیع» سهراب سپهری با ۴۲ میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان،
اثر دولتهای «محبت» از محمد احصایی با ۳۶ میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان،
اثر بدون عنوان پرویز کلانتری با ۲۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان،
اثر بدون عنوان ابوالقاسم سعیدی با ۲۶ میلیارد و ۹۵۰ میلیون تومان،
تابلوی «تابستان، زمستان از مجموعه مغربیها» از آیدین آغداشلو با ۲۵ میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان و
مجسمه «گوش ونگوگ» پرویز تناولی با ۲۵ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان.
مجموع قیمت نهایی این شش اثر به ۱۸۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان میرسد که معادل حدود ۳۹.۸ درصد کل فروش حراج است و به عبارت روشنتر، شش اثر از میان ۹۶ اثر فروختهشده، تقریباً دو پنجم تمام پول جابهجاشده در حراج را به خود اختصاص دادهاند و ۹۰ اثر دیگر، مجموعاً حدود ۲۷۹ میلیارد و ۴۶۶ میلیون تومان فروش داشتهاند.
این تمرکز بالا، روایت «رونق فراگیر بازار هنر» را نیازمند احتیاط میکند. افزایش فروش بیش از آن که میان تمام آثار و هنرمندان توزیع شده باشد، به چند نام امن و تثبیتشده وابسته بوده و نامهایی مانند سپهری، احصایی، کلانتری، سعیدی، آغداشلو و تناولی که آثارشان سالهاست در بازار داخلی و خارجی شناخته شده و قیمتگذاری میشود.
کما این که اگر یکی دو اثر اصلی از فهرست این دوره حذف میشد، رقم کل فروش نیز بهطور محسوسی پایین میآمد. بنابراین رکورد ۴۶۴ میلیاردی هم نشانه قدرت آثار شاخص است و هم نشانه وابستگی بازار به تعداد محدودی از برندهای هنری.

سهراب سپهری؛ شاعر دیروز، دارایی امن امروز
تابلوی «افق رفیع» سهراب سپهری مهمترین اثر بیستوپنجمین دوره بود. این اثر با قیمت ۳۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان چکش خورد و پس از احتساب کارمزد، رقم نهایی ۴۲ میلیارد و ۳۵۰ میلیون تومان را ثبت کرد.
رکورد پیشین حراج تهران حدود ۲۲ میلیارد تومان بود. به این ترتیب، اثر سپهری سقف پیشین را نزدیک به دو برابر کرد. حتی پنج اثر بعدی این دوره نیز هرکدام بالاتر از رکورد قبلی حراج فروخته شدند. جایگاه سپهری در بازار هنر ایران فقط به شهرت ادبی یا محبوبیت عمومی او محدود نیست. آثار نقاشی این هنرمند، بهویژه مجموعههای درخت، تنه درخت و مناظر مینیمال، در بازار هنر ایران دارای هویت بصری مشخص، سابقه فروش طولانی و عرضه محدود هستند. این ویژگیها آثار او را برای مجموعهداران به داراییهایی قابل شناسایی و دارای سابقه قیمت تبدیل کرده است.
پس از سپهری، اثر «محبت» محمد احصایی با رقم نهایی ۳۶ میلیارد و ۸۵۰ میلیون تومان در رتبه دوم قرار گرفت. فاصله اندک دو اثر اول نشان میدهد نقاشیخط و آثار هنرمندان تثبیتشده مکتب سقاخانه و هنر مدرن ایران نیز همچنان بخش مهمی از سرمایه بازار را جذب میکنند.
دو سوم آثار حراج، میلیاردی فروخته شدند
یکی دیگر از نشانههای افزایش سطح قیمتها، شمار بالای آثار میلیاردی است. برگزارکنندگان ابتدا ۵۸ اثر را با برآورد بیش از یک میلیارد تومان وارد حراج کردند، اما در پایان ۶۴ اثر با قیمت نهایی میلیاردی فروخته شد. این بدان معناست که ۶۴ درصد کل آثار عرضهشده و حدود ۶۶.۷ درصد آثار فروختهشده، قیمت نهایی بالاتر از یک میلیارد تومان داشتهاند. علاوه بر شش اثر بالای ۲۵ میلیارد تومان، دو اثر محمود فرشچیان نیز با قیمتهای ۱۵ میلیارد و ۶۲۰ میلیون تومان و ۱۳ میلیارد و ۴۲۰ میلیون تومان فروخته شدند.
۲۰ اثر در محدوده پنج تا ۱۰ میلیارد تومان چکش خوردند. آثاری از مسعود عربشاهی، لیلی متیندفتری، پروانه اعتمادی، پرویز کلانتری، کوروش شیشهگران، ژازه تباتبایی، ناصر عصار، صادق تبریزی، فرامرز پیلارام، بهمن محصص، منوچهر نیازی، بهجت صدر، محمود زندهرودی و هوشنگ پزشکنیا در این گروه قرار داشتند.
۳۶ اثر نیز با قیمتهایی میان یک تا پنج میلیارد تومان فروخته شدند و ۳۲ اثر قیمتی کمتر از یک میلیارد تومان داشتند.
این توزیع نشان میدهد بخش میانی حراج نیز بهطور کامل کمرمق نبوده است؛ بااینحال، موتور اصلی رکورد همچنان آثار بالای ۲۵ میلیارد تومان بودهاند. افزایش شمار آثار میلیاردی نیز باید در کنار تورم و کاهش ارزش پول ملی تحلیل شود. در اقتصادی که قیمت بسیاری از داراییها طی یک سال چند برابر شده، عبور یک اثر از مرز یک میلیارد تومان بهتنهایی معیار کافی برای سنجش افزایش ارزش واقعی آن نیست.

رکورد ریالی؛ رونق واقعی یا بازتاب تورم؟
روابط عمومی حراج تهران، فروش دوره بیستوپنجم را نشانه موفقیت این رویداد در رونق بازار هنر و ایجاد توازن میان قیمت آثار ایرانی در بازار داخلی و بینالمللی توصیف کرده است. همچنین سهم بالای آثار میلیاردی بهعنوان نشانه تثبیت جایگاه سرمایهگذاری در هنر معرفی شده است.
بیتردید فروش ۹۶ درصد آثار و عبور فروش کل از ۴۶۴ میلیارد تومان، از وجود تقاضای قدرتمند در بخش بالای بازار حکایت دارد. ورود هشت خریدار تازه نیز میتواند نشانهای از گسترش محدود حلقه مجموعهداران باشد. اما برای اثبات رونق کلی اقتصاد هنر، تنها نتیجه یک شب مزایده کافی نیست.
رونق فراگیر باید در افزایش فروش گالریها، بهبود درآمد هنرمندان جوان، بیشترشدن شمار خریداران، رشد معاملات در سطوح قیمتی مختلف، پایداری تقاضا و امکان فروش مجدد آثار دیده شود.
حراج تهران بخشی از بازار ثانویه آثار هنری است؛ یعنی در بسیاری موارد، پول حاصل از فروش به مالک یا مجموعهدار قبلی اثر میرسد، نه مستقیماً به هنرمند. بنابراین افزایش قیمت آثار سپهری، تناولی یا هنرمندان درگذشته الزاماً به معنای بهبود معیشت هنرمندان فعال امروز نیست.
مساله دیگر تفاوت میان رشد اسمی و واقعی است. فروش ۴۶۴ میلیاردی بدون تردید یک رکورد ریالی است، اما برای سنجش دقیق ارزش اقتصادی آن باید رقم فروش با تورم و نرخ ارز دورههای گذشته تعدیل شود. ممکن است بخشی از جهش سهبرابری نسبت به دوره قبل، حاصل افزایش واقعی قیمت و بخشی دیگر بازتاب کاهش ارزش پول ملی باشد.
ازاینرو، دقیقتر است گفته شود بیستوپنجمین حراج تهران در سطح اسمی و ریالی رکوردی تاریخی ثبت کرده و در بخش آثار گرانقیمت با تقاضایی چشمگیر روبهرو شده است؛ اما برای تعمیم این نتیجه به تمام بازار هنر ایران، دادههای بیشتری لازم است.
وقتی جنگ، سرمایه را به سوی داراییهای کمیاب میراند
در نگاه اول، ثبت رکورد خرید آثار هنری در شرایط جنگ و رکود اقتصادی متناقض به نظر میرسد. خرید هنر معمولاً هزینهای غیرضروری تلقی میشود و انتظار میرود در زمان بحران کاهش پیدا کند. این قاعده درباره بخش بزرگی از جامعه و بازار عمومی فرهنگ درست است، اما لزوماً درباره صاحبان سرمایههای بزرگ صدق نمیکند.
آثار هنری شاخص ویژگیهایی دارند که در دورههای تورمی و پرریسک آنها را برای برخی سرمایهگذاران جذاب میکند. این آثار قابل تولید مجدد نیستند، عرضه محدودی دارند، فضای زیادی برای نگهداری نمیخواهند، امکان انتقال میان نسلها را فراهم میکنند و در کنار ارزش مالی، اعتبار فرهنگی و اجتماعی نیز به مالک خود میدهند.
در دوره نااطمینانی، سرمایهگذار ممکن است بخشی از دارایی نقدی خود را به طلا، ارز، ملک، اشیای تاریخی یا آثار هنری تبدیل کند. هنر در این میان بازاری خاصتر و کمشفافتر دارد، اما برای کسانی که شناخت، ارتباط و توان مالی ورود به آن را دارند، میتواند وسیلهای برای تنوعبخشی به داراییها باشد.
نتایج یک حراج بهتنهایی ثابت نمیکند که جنگ علت مستقیم افزایش قیمت آثار بوده است. بااینحال، رکوردشکنی در میانه بحران نشان میدهد دستکم بخش بالای بازار هنر از رکود عمومی اقتصاد تبعیت نکرده و حتی ممکن است از افزایش تقاضا برای داراییهای کمیاب بهره برده باشد و این همان شکافی است که آمار حراج؛ از کاهش قدرت خرید عمومی در یک سوی اقتصاد و افزایش قدرت خرید داراییهای لوکس و سرمایهای در سوی دیگر برای ما آشکار میکند.
بازگشت هنر کلاسیک و سنتی به ویترین سرمایه
یکی از مهمترین تفاوتهای حراج بیستوپنجم با دوره قبل، تغییر دامنه آثار بود. حراج بیستوچهارم تنها بر هنر معاصر تمرکز داشت، اما دوره جدید مجموعهای از هنر مدرن، کلاسیک و سنتی ایران را کنار یکدیگر قرار داد.
در کنار آثار سهراب سپهری، بهجت صدر، پرویز تناولی، محمد احصایی، منصور قندریز و حسین کاظمی، آثاری از نقاشی آکادمیک، نگارگری، خوشنویسی، فرشهای تصویری و صنایع دستی نیز عرضه شد.
شش قالی تصویری از جمله قالی «قصههای قفقاز»، قالی تصویری شاپور یکم، قالی ترنجی کرمان، قالی مشتاق علیشاه، قالی گروس و قالی حضرت سلیمان در این دوره حضور داشتند. قالی «قصههای قفقاز» با قیمت شش میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان گرانترین فرش عرضهشده بود.
حراج تهران اعلام کرده است که عرضه داخلی آثار کلاسیک و سنتی میتواند به تثبیت قیمت آنها و جلوگیری از خروج غیرقانونی آثار برای فروش در حراجهای خارجی کمک کند. این ادعا از نظر سیاستگذاری فرهنگی قابلتوجه است، اما نیازمند سازوکارهای حقوقی و نظارتی روشنتری است. برگزاری حراج داخلی میتواند فروشندگان را به عرضه آثار در ایران ترغیب کند، اما بهتنهایی مانع قاچاق یا خروج غیرقانونی آثار تاریخی نمیشود.
بااینحال، ورود هنرهای سنتی و کلاسیک به حراج، سبد خریداران را متنوعتر کرده و احتمالاً یکی از عوامل افزایش مجموع فروش بوده است. این آثار، علاوه بر ارزش هنری، برای خریداران واجد ارزش تاریخی، میراثی و هویتی هستند.
تنها شش هنرمند زن در میان ۸۰ هنرمند
اما در میان ارقام میلیاردی، سهم محدود زنان یکی از آشکارترین نقاط ضعف ترکیب حراج بود. از میان ۸۰ هنرمندی که آثارشان در بیستوپنجمین دوره عرضه شد، تنها شش نفر زن بودند و در مجموع هشت اثر از زنان هنرمند روی میز حراج قرار گرفت. به بیان دیگر، زنان فقط ۷.۵ درصد هنرمندان حاضر در حراج را تشکیل میدادند و سهم آثار زنان نیز هشت درصد کل آثار عرضهشده بود.
این ترکیب در بازاری که خود را نماینده یک سده هنر ایران معرفی میکند، فاصله معناداری با حضور و تأثیر زنان در تاریخ هنر مدرن و معاصر کشور دارد. گرانترین اثر متعلق به یک زن، اثری از لیلی متیندفتری بود که با قیمت نهایی ۹ میلیارد و ۲۰ میلیون تومان فروخته شد. تابلوی «طالقانی» پروانه اعتمادی نیز هشت میلیارد و ۵۸۰ میلیون تومان فروش رفت. آثاری از بهجت صدر، فریده لاشایی و الهه خاتمی نیز در میان فروشها دیده میشد.
با وجود قیمت قابلتوجه برخی از این آثار، فاصله میان رکورد زنان و مردان بسیار زیاد بود. گرانترین اثر یک زن حدود یکپنجم قیمت نهایی اثر سپهری فروش رفت. حتی تعداد آثار زنان نیز برای ارزیابی واقعی جایگاه آنان در بازار کافی نبود.
محدودبودن سهم زنان میتواند دلایل متعددی داشته باشد؛ از سابقه مردانه مجموعهداری و تاریخنگاری هنر گرفته تا میزان حضور آثار زنان در مجموعههای خصوصی و انتخابهای هیئت گزینش حراج. اما هر دلیلی که داشته باشد، نتیجه روشن است: جشن ۴۶۴ میلیاردی هنر ایران، عمدتاً جشنی مردانه بود.
این مساله در مقایسه با حراج بیستوچهارم برجستهتر میشود؛ دورهای که با تمرکز بر هنر معاصر، فضای بیشتری برای حضور زنان و نسلهای جدید داشت. تغییر جهت دوره بیستوپنجم به سوی نامهای تاریخی و تثبیتشده، هم میانگین قیمتها را افزایش داد و هم ترکیب هنرمندان را محدودتر و مردانهتر کرد.

رونق چند نام بزرگ، نه لزوماً تمام اقتصاد هنر
بیستوپنجمین حراج تهران بدون تردید شبی تاریخی برای بازار رسمی هنر ایران بود. رقم نهایی فروش بیش از سه برابر دوره قبل شد، رکورد یک اثر از مرز ۴۲ میلیارد تومان عبور کرد، ۹۶ درصد آثار خریدار داشتند و ۶۴ اثر با قیمت میلیاردی فروخته شدند.
اما همان ارقام، سوی دیگر ماجرا را نیز نشان میدهند. تنها ۳۶ نفر خریدار بودند. شش اثر نزدیک به ۴۰ درصد کل فروش را ساختند. میانگین قیمت هر اثر تقریباً چهار برابر شد، بدون آنکه تعداد آثار یا خریداران رشد مشابهی داشته باشد. تنها شش هنرمند زن در میان ۸۰ هنرمند حضور داشتند و بخش اصلی سرمایه به سوی نامهای تثبیتشده و کمریسک بازار حرکت کرد.
ازاینرو، حراج امسال را میتوان نشانهای روشن از قدرت و پایداری بخش بالای بازار هنر دانست، اما نه الزاماً گواه رونق تمام اقتصاد هنر ایران؛ چنان که بیرون از هتل پارسیان آزادی، هنرمندان جوان، گالریهای کوچک، مراکز فرهنگی و بخش بزرگی از جامعه هنری همچنان با پیامدهای جنگ، افزایش هزینهها، محدودشدن مخاطبان و کاهش قدرت خرید روبهرو هستند. درون سالن حراج اما مجموعهداران نشان دادند که برای آثار کمیاب و نامهای معتبر همچنان سرمایههای بزرگی در دسترس است.
چکش ۴۶۴ میلیاردی حراج تهران بیش از هر چیز تصویری از دو اقتصاد متفاوت ارائه کرد: اقتصادی که در آن بسیاری از مردم هزینههای فرهنگی را از سبد زندگی حذف میکنند و اقتصادی دیگر که در آن شش اثر میتوانند ۱۸۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان فروش داشته باشند.
شاید مهمترین پیام حراج بیستوپنجم نیز همین باشد؛ بحران اقتصادی و جنگ لزوماً همه بازارها را کوچک نمیکنند. گاهی نااطمینانی، پول را از گردش روزمره خارج میکند و به سوی داراییهایی میبرد که کمیاب، قابل نگهداری و معتبر تلقی میشوند. در تیرماه ۱۴۰۵، هنر برای ۳۶ خریدار چنین جایگاهی داشت؛ پناهگاهی که در آن یک تابلو از سهراب سپهری بیش از ۴۲ میلیارد تومان قیمت پیدا کرد و بازار هنر، درست در میانه جنگ، بزرگترین رکورد ریالی تاریخ خود را ساخت.