EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۱۸۸۱
به بهانه برگزاری جشنواره فیلم کوتاه

اقتصاد پنهان فیلم کوتاه در ایران؛ از هزینه‌های تولید تا رؤیای ورود به سینمای حرفه‌ای

تحریریه آوش/ آمار عمومی و جامعی از میانگین هزینه واقعی تولید فیلم کوتاه در ایران وجود ندارد؛ بنابراین اعلام یک رقم واحد برای ساخت این آثار، بدون توجه به مدت فیلم، تعداد روزهای فیلم‌برداری، پیچیدگی فنی و دستمزد عوامل، دقیق نیست

اقتصاد پنهان فیلم کوتاه در ایران؛ از هزینه‌های تولید تا رؤیای ورود به سینمای حرفه‌ای

بیتا محسنی/ در روزهای برگزاری جشنواره فیلم کوتاه، سالن‌ها به محل تلاقی رؤیاها تبدیل می‌شوند؛ فیلم‌ساز جوانی که نخستین اثرش را روی پرده می‌بیند، بازیگری که امیدوار است چند دقیقه حضورش در یک فیلم کوتاه به پیشنهاد کاری تازه‌ای منتهی شود، فیلم‌برداری که با دستمزدی کمتر از نرخ متعارف کار کرده تا در رزومه‌اش نام یک اثر جدی ثبت شود و تهیه‌کننده‌ای که حساب هزینه‌های تولید را هنوز با درآمدهای احتمالی آینده تسویه نکرده است. بیرون از سالن، پوسترها خبر از رقابت، استعداد و کشف صداهای تازه می‌دهند؛ اما پشت این تصویر فرهنگی، پرسشی کمتر دیده‌شده جریان دارد: این چند دقیقه تصویر، دقیقاً با پول چه کسی ساخته شده است؟

فیلم کوتاه در ایران فقط یک قالب سینمایی نیست؛ شکلی از تولید فرهنگی است که در آن مرز میان سرمایه‌گذاری شخصی، کار حرفه‌ای، فعالیت هنری و امید به آینده دائماً جابه‌جا می‌شود. در این میدان، ممکن است کارگردانی برای ساخت فیلمی ده‌دقیقه‌ای ماه‌ها پس‌انداز خود را خرج کند، خانواده‌اش بخشی از هزینه‌ها را بپردازند، عوامل فنی با دستمزدی پایین‌تر از ارزش واقعی کارشان همکاری کنند و گروه تولید در نهایت امیدوار باشد که جشنواره‌ای معتبر، جایزه‌ای نقدی یا آشنایی با یک تهیه‌کننده، بخشی از این هزینه را جبران کند. گاهی هم هیچ‌کدام از این اتفاق‌ها رخ نمی‌دهد؛ فیلم تمام می‌شود، نسخه نهایی آماده است، پوستر طراحی شده و گروه از هم جدا شده است، اما بدهی‌ها و هزینه‌های پرداخت‌نشده همچنان باقی می‌مانند.
 

اقتصاد فیلم کوتاه، قصه یک زنجیره

به همین دلیل، بررسی اقتصاد فیلم کوتاه را نمی‌توان به پرسش ساده «ساخت یک فیلم چقدر هزینه دارد؟» تقلیل داد. مسئله اصلی، زنجیره‌ای است که از تأمین سرمایه آغاز می‌شود، از تولید و دستمزد عوامل می‌گذرد، به هزینه‌های ارسال و حضور در جشنواره‌ها می‌رسد و در نهایت با امکان فروش، نمایش، پخش و ورود فیلم‌ساز به بازار حرفه‌ای سنجیده می‌شود. اگر این زنجیره به درآمد نرسد، فیلم کوتاه با وجود ارزش هنری و فرهنگی خود، به فعالیتی تبدیل می‌شود که هزینه‌اش را یک نفر یا چند نفر می‌پردازند، اما اعتبارش میان افراد و نهادهای مختلف توزیع می‌شود. جشنواره فیلم کوتاه، از این منظر، فقط رویدادی برای نمایش آثار نیست؛ فرصتی است برای دیدن سازوکار اقتصادی سینمایی که بخش مهمی از نیروی انسانی آینده آن در همین فیلم‌ها تربیت می‌شود.

برای نمونه سعید روستایی، پیش از ساخت نخستین فیلم بلندش، «ابد و یک روز» (۱۳۹۴)، سه فیلم کوتاه «شنبه»، «مراسم» و «خیابان خیلی خلوت» را ساخته بود. فیلم کوتاه «شنبه» در سال ۱۳۹۰ جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کوتاه را به دست آورد. «ابد و یک روز» سپس در جشنواره فیلم فجر مورد توجه قرار گرفت و جوایز مهمی از جمله سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را کسب کرد.

علی عسگری با فیلم کوتاه «بیشتر از دو ساعت» در سال ۲۰۱۳ به بخش مسابقه فیلم کوتاه جشنواره کن راه یافت و فیلم «سکوت» او نیز در سال ۲۰۱۶ نامزد نخل طلای فیلم کوتاه شد. او در سال ۲۰۱۷ نخستین فیلم بلندش، «ناپدید شدن»، را ساخت که در بخش افق‌های جشنواره ونیز به نمایش درآمد و سپس فیلم‌های بلند «تا فردا» و «آیه‌های زمینی» را ساخت. فیلم اخیر در بخش نوعی نگاه کن در سال ۲۰۲۳ نمایش داده شد. این نمونه نشان می‌دهد موفقیت در فیلم کوتاه می‌تواند به ارتباط با جشنواره‌های بین‌المللی و فرصت ساخت فیلم بلند منجر شود؛ هرچند به‌تنهایی چیزی درباره درآمد یا استقلال مالی فیلم‌ساز ثابت نمی‌کند.

آرین وزیر‌دفتری نیز پیش از ساخت نخستین فیلم بلندش، «بی‌رویا»، با فیلم‌های کوتاه «هنوز نه» و «مثل بچه آدم» شناخته شد. «هنوز نه» جوایزی از جمله سیمرغ بهترین فیلم کوتاه آسیایی جشنواره جهانی فیلم فجر و جوایزی از جشنواره فیلم کوتاه تهران دریافت کرد. «مثل بچه آدم» نیز در بخش سینه‌فونداسیون جشنواره کن حضور داشت. او بعدتر «بی‌رویا» را به‌عنوان نخستین فیلم بلندش ساخت و وارد جریان اصلی‌تر سینمای ایران شد.

جشنواره فیلم کوتاه

جشنواره‌ای بزرگ، بازاری کوچک

اما اگر به چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران بازگردیم، می‌توانیم تصویری از گستردگی این حوزه ببینیم. بر اساس گزارش منتشرشده در شهریور ۱۴۰۵ به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، ۱۱ هزار و ۲۱۱ اثر از ایران و ۱۳۲ کشور به این دوره ارسال شده است. سهم بخش ملی نیز ۲ هزار و ۴۵۶ فیلم بوده: ۱۷۰۴ داستانی، ۳۱۷ مستند، ۲۶۶ تجربی و ۱۶۹ پویانمایی.

 این ارقام از ظرفیت بالای تولید و میل به دیده‌شدن حکایت دارند، اما لزوماً نشانه رونق اقتصادی نیستند. تولید هزاران فیلم، به معنای وجود بازاری برای خرید حق نمایش، قراردادهای پخش و درآمدزایی مستمر نیست. جشنواره می‌تواند اعتبار حرفه‌ای ایجاد کند، اما دیده‌شدن با فروش تفاوت دارد؛ انتخاب‌شدن به معنای استخدام‌شدن نیست و جایزه نیز تضمین‌کننده تولید بعدی نخواهد بود.

 

هزینه تولید؛ بودجه‌ای که روی کاغذ کوچک است

آمار عمومی و جامعی از میانگین هزینه واقعی تولید فیلم کوتاه در ایران وجود ندارد؛ بنابراین اعلام یک رقم واحد برای ساخت این آثار، بدون توجه به مدت فیلم، تعداد روزهای فیلم‌برداری، پیچیدگی فنی و دستمزد عوامل، دقیق نیست.

بااین‌حال، ارقام حمایتی انجمن سینمای جوانان ایران در سال ۱۴۰۳، بخشی از وضعیت را روشن می‌کنند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در اردیبهشت آن سال، سقف حمایت از فیلم‌اولی‌ها ۲۵ میلیون تومان، آثار نیمه‌حرفه‌ای تا ۱۲۵ میلیون تومان و آثار حرفه‌ای تا ۲۵۰ میلیون تومان تعیین شده بود. این مبالغ سقف حمایت بودند، نه میانگین هزینه تولید یا تضمین پرداخت به همه متقاضیان.

هزینه ساخت نیز به فیلم‌برداری محدود نمی‌شود؛ نگارش و توسعه فیلمنامه، پیش‌تولید، اجاره تجهیزات و لوکیشن، دستمزد عوامل، رفت‌وآمد، تدوین، صداگذاری، اصلاح رنگ و آماده‌سازی نسخه نهایی، همگی در بودجه سهم دارند. پس از تولید نیز زیرنویس، ثبت‌نام جشنواره‌ها و خدمات پخش می‌توانند هزینه‌های تازه‌ای ایجاد کنند. کوتاه بودن زمان نمایش، الزاماً به معنای ارزان بودن تولید نیست.

سرمایه از کجا می‌آید؟

پاسخ، سه مسیر اصلی قابل شناسایی است: تأمین مالی از پس‌انداز فیلم‌ساز یا خانواده، دریافت حمایت از نهادهایی مانند انجمن سینمای جوانان ایران و مشارکت تهیه‌کنندگان یا مجموعه‌هایی که پول، تجهیزات و امکانات در اختیار پروژه می‌گذارند.

در بسیاری از پروژه‌ها، بخشی از هزینه‌ها ممکن است به شکل غیرنقدی تأمین شود یا پرداخت دستمزدها به تعویق بیفتد. اما دوربین رایگان، لوکیشن بدون اجاره یا تدوین با تخفیف، هزینه اقتصادی را از بین نمی‌برد؛ فقط آن را به فرد یا نهادی دیگر منتقل می‌کند.

اینجا بخش پنهان اقتصاد فیلم کوتاه شکل می‌گیرد: کارگردانی که از درآمد شغل دیگری برای ساخت فیلم هزینه می‌کند، بازیگری که با دستمزد ناچیز همکاری می‌کند و تدوینگری که بخشی از طلبش را دریافت نمی‌کند. فیلم ممکن است ارزان‌تر به نظر برسد، اما بخشی از هزینه واقعی آن را نیروی کار و سرمایه شخصی عوامل می‌پردازند.

 

دستمزد عوامل؛ وقتی تجربه جای پول را می‌گیرد

در اقتصاد فیلم کوتاه، مسئله فقط کمبود سرمایه نیست؛ چگونگی توزیع ریسک میان عوامل نیز اهمیت دارد. گاهی همکاری با وعده تجربه، رزومه و حضور در جشنواره توجیه می‌شود. این فرصت‌ها می‌توانند ارزشمند باشند، اما زمانی که تجربه به‌جای مکمل دستمزد، جانشین دائمی آن شود، به مسئله‌ای صنفی تبدیل می‌شود.

انجمن فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران نیز در اطلاعیه ۲۶ فروردین ۱۴۰۴ درباره نرخ پایه دستمزدها، از درخواست طرح‌های فیلمنامه بدون دستمزد و رویه‌های نامناسب پرداخت انتقاد کرده بود. این اطلاعیه مستقیماً نرخ دستمزد فیلم کوتاه را تعیین نمی‌کرد، اما نشانه‌ای از مناقشه گسترده‌تر بر سر ارزش‌گذاری کار خلاق در سینمای ایران بود.

پرسش اینجاست: چه کسانی می‌توانند چند سال بدون درآمد پایدار فیلم بسازند؟ چه کسانی از منابع مالی دیگری برخوردارند و چه کسانی به دلیل فشار معیشت از این مسیر خارج می‌شوند؟ بدون داده‌های دقیق اشتغال و درآمد فیلم‌سازان نمی‌توان ابعاد این مسئله را عددگذاری کرد، اما روشن است که دسترسی به سینما فقط به استعداد وابسته نیست؛ توان تحمل هزینه‌های آن نیز اهمیت دارد.

 

آیا فیلم کوتاه بازار فروش دارد؟

فیلم کوتاه می‌تواند از فروش حق نمایش، قراردادهای پخش، نمایش‌های دارای حق‌الزحمه، جوایز نقدی و سفارش تولید درآمد کسب کند. بااین‌حال، نمایش رایگان در جشنواره، حتی اگر اعتبار حرفه‌ای ایجاد کند، درآمد مستقیم نیست. حضور در جشنواره خارجی نیز در صورتی که هزینه سفر و اقامت بر عهده فیلم‌ساز باشد، می‌تواند هزینه‌ای تازه به همراه داشته باشد.

با این حال فیلم کوتاه می‌تواند ویترینی برای معرفی استعداد، آزمودن توانایی‌های کارگردانی و ایجاد ارتباط با تهیه‌کنندگان باشد؛ اما سکوی ورود بودن با تضمین ورود تفاوت دارد. اگر کارگردان پس از چند فیلم همچنان ناچار باشد از پس‌انداز شخصی هزینه کند و عوامل نیز با دستمزدهای پایین همکاری کنند، تجربه هنری لزوماً به امنیت شغلی تبدیل نشده است.

در نهایت، مسئله این نیست که فیلم کوتاه ارزش ساخته‌شدن دارد یا نه؛ مسئله این است که چرا بخش مهمی از هزینه حفظ این سرمایه فرهنگی باید در سکوت بر دوش فیلم‌سازان و عوامل تولید باقی بماند. تا زمانی که میان جایزه و قرارداد، میان دیده‌شدن و درآمد و میان فیلم اول و پروژه بعدی پلی قابل عبور ایجاد نشود، ممکن است فیلم کوتاه ایران در جشنواره‌ها بدرخشد، بی‌آن که همه کسانی که آن را ساخته‌اند، سهم اقتصادی متناسبی از این درخشش داشته باشند.

ارسال نظر

آخرین اخبار