«آبیتر از آسمان»؛ روایتی از موسیقی ملی و یک میراث ماندگار/ میرحسینی: فیلم میسازم تا مخاطب به ایرانیبودن خودش افتخار کند
سیدحمید میرحسینی در مستند «آبیتر از آسمان» به سراغ روحالله خالقی رفته است؛ فیلمی که با پنج سال پژوهش و جستوجو در میان اسناد و آرشیوهای پراکنده، تلاش دارد تصویری تازه از این چهره اثرگذار موسیقی ایران ارائه دهد.
سید حمید میرحسینی، کارگردان مستند «بیبی جان»، درباره پروژه جدید خود با عنوان «آبیتر از آسمان» گفت: این فیلم درباره روحالله خالقی، از بزرگان موسیقی ایران است؛ چهرهای که شناختهشدهترین اثرش «ای ایران» به یکی از قطعات ملی و غیررسمی میان مردم تبدیل شده و همچنان در موقعیتهای مختلف، مردم آن را در کنار یکدیگر میخوانند.
او ادامه داد: سالهاست در حوزه ساخت مستندهای پرتره از مفاخر فعالیت میکنم و پیش از این نیز درباره چهرههایی مانند مرادی کرمانی، احمدرضا احمدی، باستانی و استاد صنعتی فیلم ساختهام. در ادامه همین مسیر، سراغ شخصیتهایی میروم که در حوزههای مختلف برای فرهنگ و تاریخ ایران تأثیرگذار بودهاند، اما کمتر درباره آنها فیلم ساخته شده است.
میرحسینی درباره روند تولید «آبیتر از آسمان» گفت: ساخت فیلم حدود پنج سال طول کشیده و یکی از مهمترین چالشها، پیدا کردن آدمها و دسترسی به آرشیو بوده است. برای گفتوگو با شاگردان و استادان موسیقی سفرهای زیادی داشتم و با افراد مختلفی ملاقات کردم؛ بسیاری از آنها چندان اهل حضور مقابل دوربین نبودند و با احتیاط صحبت میکردند. از طرف دیگر، عکسها و اسناد مربوط به خالقی و اطرافیانش در یک آرشیو مشخص جمع نشده بود و بخش زیادی از منابع در خانهها و مجموعههای شخصی قرار داشت. پیدا کردن این منابع و دسترسی به آنها زمان زیادی برد.
کارگردان «بیبیجان» افزود: امکانات جدید، بهخصوص ابزارهای هوش مصنوعی، نیز در این مسیر کمک زیادی کرد و امکان بازسازی و استفاده از بخشی از تصاویر و اسناد را فراهم کرد. تلاش کردم با استفاده از این ابزارها موضوعی را که سالها کمتر دیده شده، از دل تاریخ بیرون بکشم و برای مخاطب امروز بازتعریف کنم.
میرحسینی درباره تصویری که از روحالله خالقی در فیلم ارائه میشود، گفت: خالقی فقط یک موسیقیدان نبود؛ او توانست میان مردم و موسیقی پیوند ایجاد کند. آثاری که با شعر گلگلاب شکل گرفتند، نوعی عرق ملی و حس وطندوستی ایجاد کردند و همچنان در اتفاقات مختلف ایران زندهاند. به نظرم نسل امروز باید بداند موسیقیای که بخشی از حافظه جمعی ما شده، حاصل تلاش چه کسانی بوده است.
او درباره هدف خود از ساخت مستندهای پرتره از مفاخر بیان کرد: ما چهرههای بزرگی داریم که نسلهای جدید ارتباط کمتری با آنها دارند. مستند میتواند این فاصله را کمتر کند و آدمهایی را که سالها برای ایران کار کردهاند، دوباره به جامعه معرفی کند. برای من مهم است که این شخصیتها فقط نامی در کتابهای تاریخ نباشند.
میرحسینی درباره زمان آمادهشدن فیلم گفت: «آبیتر از آسمان» را صرفاً برای رسیدن به جشنواره نمیسازم. اگر فیلم به «سینماحقیقت» برسد، اتفاق خوبی است، چون نمایش در جشنواره و دریافت نظر مخاطب میتواند به روند کار کمک کند، اما برای آمادهکردن آن عجله ندارم و ترجیح میدهم همه ابعاد و جزئیات فیلم کامل شود. همانطور که یک بچه را نمیتوان برای زودتر به دنیا آمدن عجله کرد، یک فیلم هم باید زمان خودش را برای کاملشدن طی کند.
او افزود: شاید در هر فیلم موضوع مشخصی را دنبال کنم، اما در نهایت دوست دارم وقتی فیلم تمام میشود، مخاطب به ایرانیبودن خودش افتخار کند؛ اینکه احساس کند چه خوب است ایرانی است و چه چهرههای بزرگی برای این کشور کار کردهاند. من ملیگرا و عاشق ایران هستم و همیشه گفتهام فیلمهایم را برای وطنم میسازم؛ هر کسی که برای ایران کاری کرده باشد، برای من ارزش پرداختن دارد.
میرحسینی درباره جایگاه «سینماحقیقت» در مسیر حرفهای خود گفت: از سالهای ابتدایی جشنواره در آن حضور داشتهام و مهمترین کاری که «سینماحقیقت» انجام داده، شکلدادن به یک جامعه از مستندسازان است؛ فضایی که فیلمسازان هر سال کنار هم جمع میشوند، فیلم میبینند، درباره آثار گفتوگو میکنند و از تجربه یکدیگر برای رشد سینمای مستند استفاده میکنند.
او ادامه داد: یکی از جذابترین بخشهای جشنواره برای من دیدن دوستان و همکارانی است که در طول سال کمتر فرصت ملاقاتشان را داریم. چند روز جشنواره فرصتی برای دوباره کنار هم قرار گرفتن، گفتوگو و شکلگیری ارتباطهایی است که حتی میتواند در تولید آثار بعدی مؤثر باشد.
این فیلمساز مستند با اشاره به اهمیت حضور بینالمللی گفت: دورههایی که بازار فیلم و حضور پخشکنندههای بینالمللی پررنگتر بود، برایم اهمیت زیادی داشت. سینمای مستند برای ادامه مسیر خود به ارتباط با جامعه بینالمللی، عرضه و دیدهشدن آثار در خارج از کشور نیاز دارد و به نظرم جای چنین بازاری در «سینماحقیقت» خالی است.
میرحسینی در پایان درباره خاطرات ماندگارش از جشنواره گفت: دورههایی که بزرگان سینمای مستند همچنان حضور پررنگی داشتند، برای من حالوهوای دیگری داشت. ما از فیلمهای آنها یاد گرفتیم و حضورشان شور و هیجان بیشتری ایجاد میکرد. شاید بخشی از این حس به این برگردد که خودمان آن زمان جوانتر بودیم، اما آن دورهها و فیلمهای آن نسل همچنان در ذهنم مانده است.