جنگ ایران در قاب یک عکاس اتریشی
مهدی باقری، مستندساز، از تولید سه پروژه جدید با محورت میراث فرهنگی، اسناد تاریخی و روایتهای انسانی خبر داد و درباره نگاهش به سینمای مستند، مخاطب، جشنوارههای خارجی و حمایت از تولید آثار مستند توضیح داد.
مهدی باقری درباره تازهترین فعالیت خود گفت: این روزها مستند بلند «میراث؛ آب و آینه» را در دست تولید دارم که فیلمبرداری آن از ابتدای سال آغاز شده و اکنون در مرحله صداگذاری قرار دارد. این فیلم به کاخهای چهلستون و گلستان میپردازد و با نگاهی به آسیبهایی که در جریان جنگ اخیر به این دو اثر وارد شد، اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی را روایت میکند.
کارگردان «پشت چراغ قرمز» افزود: این دو کاخ به دلیل قرار گرفتن در نزدیکی مناطقی که هدف حمله قرار گرفتند، آسیب دیدند. متأسفانه معمولاً توجه به میراث فرهنگی زمانی جدی میشود که این آثار در معرض خطر قرار گرفته باشند، در حالی که حفاظت از آنها باید پیش از وقوع بحران انجام شود. ثبت جهانی این آثار باعث شد آسیبهای واردشده بازتاب گستردهتری پیدا کند و توجه جهانیان به تهدید میراث تاریخی و فرهنگی جلب شود.
این مستندساز ادامه داد: اگر این آثار در فهرست میراث جهانی ثبت نشده بودند، احتمالاً این اتفاق بازتاب کمتری پیدا میکرد. امروز مشخص شده که ثبت جهانی یک اثر تاریخی، علاوه بر ارزش فرهنگی، میتواند در عرصههای اجتماعی و حتی سیاسی هم اثرگذار باشد. «میراث؛ آب و آینه» هم با همین نگاه، اهمیت ثبت جهانی این آثار و نقش آنها در جلب توجه جهانی به آسیبهای جنگ را دنبال میکند.
کارگردان «اهالی خیابان یکطرفه» درباره دیگر پروژههای خود گفت: مجموعهای را در قالب یک سهگانه دنبال میکنم که بر اساس اسناد و متریالهای تاریخی و واقعی ساخته میشود. نخستین فیلم این مجموعه «پشت چراغ قرمز» بود، دومین اثر با عنوان «عکاس کشتی نوح» ساخته شده و فیلم سوم هم تا پایان سال آماده خواهد شد. این سه فیلم اگرچه از تاریخ و اسناد واقعی بهره میگیرند، اما روایت آنها الزاماً بر اساس توالی تاریخی نیست و هر سه در امتداد یک دغدغه مشترک شکل گرفتهاند.
باقری درباره «عکاس کشتی نوح» توضیح داد: این فیلم درباره یک عکاس محلی در شهر مرند است که در دهه ۴۰ از مردم و زندگی روزمره آنها عکسهای مردمنگارانه ثبت کرده است. این تصاویر، اسنادی ارزشمند از چهرهها و سبک زندگی مردم این شهر هستند و در کنار افسانهای که درباره حضور همسر حضرت نوح(ع) در مرند وجود دارد، زمینه شکلگیری این فیلم را فراهم کردهاند
وی درباره سومین فیلم این مجموعه هم گفت: این مستند پرتره یک عکاس اتریشی است که از ابتدای جنگ به ایران سفر کرده و از فرهنگ، آداب و رسوم مردم و همچنین پیامدهای جنگ در نقاط مختلف کشور عکاسی کرده است. موضوع اصلی فیلم، نگاه و شیوه کار این عکاس در ایران است؛ اینکه چگونه بدون دانستن زبان، با مردم ارتباط برقرار میکند و تصاویری ثبت میکند که در سطح جهان دیده میشوند. این عکاس نگاهی انسانی به سوژههای خود دارد و تلاش او برای ثبت وجوه فرهنگی، انسانی و تاریخی رویدادها، محور اصلی این فیلم است.
کارگردان «اهالی خیابان یکطرفه» درباره نسبت آثارش با سینمای تاریخی گفت: پایه برخی از فیلمهای من تاریخ است، اما خودم را فیلمساز تاریخی نمیدانم. از نظر من، اساساً فیلم تاریخی به معنای دقیق وجود ندارد، چون در زمان وقوع بسیاری از اتفاقات تاریخی، امکان مستندسازی به شکل امروز وجود نداشته است.
کارگردان «در جستجوی خانه خورشید» ادامه داد: در برخی موارد، فیلمساز با رجوع به اسناد و روایتهای موجود، به یک موضوع اجتماعی، فرهنگی یا سیاسی بازمیگردد که امروز از آن به عنوان موضوع تاریخی یاد میشود. تقسیمبندی فیلمها به تاریخی، اجتماعی یا عناوین مشابه، بیشتر برای طبقهبندی آثار است. من خودم را فیلمساز اجتماعی میدانم که گاهی تاریخ، بستر شکلگیری روایتهایش است
باقری درباره وضعیت عرضه و نمایش آثار مستند گفت: در سالهای اخیر مسیرهای مختلفی مانند جشنوارهها، پلتفرمهای آنلاین و نمایشهای خصوصی برای دیده شدن فیلمهای مستند ایجاد شده است. مخاطبی که به سینمای مستند علاقه دارد، معمولاً فیلم مورد نظر خود را پیدا میکند و تصور اینکه همه مردم باید مخاطب مستند باشند، نگاه دقیقی نیست. یکی از اشتباهات این است که فکر کنیم مستند باید حتماً برای مخاطب عام ساخته شود. این نگاه باعث شده برخی گونههای دیگر مستند، مانند آثار پژوهشمحور، کمتر دیده شوند.
کارگردان «پیر پسر» افزود: ممکن است این فیلمها امروز مخاطب گستردهای نداشته باشند، اما در آینده برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان به تاریخ ارزشمند خواهند بود. من فیلم نمیسازم که صرفاً مخاطب را دنبال کنم؛ موضوع برایم اهمیت دارد و تلاش میکنم روایت درستی از آن ارائه دهم. و ظیفه مستندساز ثبت روایتهایی است که میتوانند برای امروز و آینده ارزش داشته باشند.
باقری درباره حضور در جشنوارههای خارجی گفت: هنگام ساخت فیلمهایم به طور مشخص به مخاطب خارجی یا جشنوارههای بینالمللی فکر نمیکنم. ترجیح میدهم روی آثاری تمرکز کنم که برای مخاطب داخلی و به عنوان سندی برای آینده این کشور اهمیت داشته باشند. فیلمی که برای مخاطب خارجی ساخته میشود، معمولاً نیازمند موضوعی جهانشمول است و گاهی این موضوع باعث میشود امکان پرداخت عمیق به مسائل بومی کمتر شود. تمرکز من بر ساخت آثاری است که ۲۰ سال بعد هم ارزش و کارکرد داشته باشند.
این مستندساز درباره حمایت مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی گفت: مرکز گسترش برای من خانه است و بسیاری از مدیران و کارکنان آن، دوستان و همکاران سالهای طولانی من هستند. مسئله این نیست که مرکز چه کرده یا نکرده، بلکه باید دید با امکانات و بودجه موجود چه میزان توان حمایت دارد.
وی افزود: مرکز یک مجموعه تولیدی است و وقتی بودجه کافی ندارد، طبیعی است که امکان حمایت گسترده از فیلمسازان را هم نداشته باشد. با وجود تلاش مدیران و همکاران مرکز، محدودیت منابع مالی باعث شده سازوکار تولید مستند آنگونه که باید شکل نگیرد و بسیاری از فیلمسازان برای تأمین هزینههای زندگی و تولید، ناچار به فعالیتهای دیگری شوند.
باقری در پایان درباره انتظار خود از واکنش مخاطبان به آثارش گفت: هنگام ساخت فیلم بیش از هر چیز به کشف حقیقت و روایت درست موضوع فکر میکنم. ممکن است مخاطب فیلم را دوست داشته باشد یا نداشته باشد، اما برای من مهم این است که اثر بتواند موضوعی ارزشمند را ثبت کند. امیدوارم فیلمهایم بتوانند در زندگی مخاطبان اثرگذار باشند و به ایجاد تغییرات اجتماعی، فرهنگی و فکری کمک کنند.