EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۵۲۹۸

«علی الاصول» در پیام رهبرانقلاب یعنی چه؟

پیام اخیر رهبر انقلاب را باید به‌صورت یک متن واحد و منسجم خواند، نه مجموعه‌ای از جملات جدا از هم. جدا کردن بخشی از این پیام از کلیت آن، می‌تواند به برداشت‌های ناقص و حتی وارونه منجر شود.

«علی الاصول» در پیام رهبرانقلاب یعنی چه؟

روزنامه خراسان نوشت: پیام اخیر رهبر انقلاب را باید به‌صورت یک متن واحد و منسجم خواند، نه مجموعه‌ای از جملات جدا از هم. جدا کردن بخشی از این پیام از کلیت آن، می‌تواند به برداشت‌های ناقص و حتی وارونه منجر شود.

منطق اصلی پیام، جمع میان سه اصل است: حفظ موضع اصولی جمهوری اسلامی در برابر دشمنی آمریکا، پذیرش مشروط نتیجه یک فرایند رسمی و مطالبه مسئولیت‌پذیری دقیق از مسئولان اجرای تفاهم.

در این پیام، رهبر انقلاب از یک سو بر قاعده اصولی جمهوری اسلامی تأکید می‌کنند؛ این که همراهی، هم‌سویی یا اعتماد به دشمنان ملت ایران و قاتلان رهبر شهید، با مبانی انقلاب سازگار نیست. این اصل، همچنان پابرجاست و تفاهم اخیر آن را از بین نمی‌برد. اما از سوی دیگر، ایشان با توجه به تعهد رئیس‌جمهور و شورای عالی امنیت ملی، نتیجه روند طی‌شده را به‌صورت مشروط می‌پذیرند. این همان نقطه ظریف پیام است، نه نفی اصل دشمن‌شناسی، نه رد مطلق مسیر طی‌شده.

تعبیر «علی‌الاصول» در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. در منطق فقهی و سیاسی، این تعبیر به معنای بیان یک قاعده اولیه است؛ قاعده‌ای که در جای خود معتبر است، اما در شرایط خاص می‌تواند استثنا بپذیرد. بر اساس قاعده اولیه، تفاهم با دولتی که سابقه‌ای طولانی از جنایت، بدعهدی و دشمنی با ملت ایران دارد، امری پذیرفته‌شده نیست. با این حال، در شرایط خاص و با تعهد ساختارهای رسمی کشور برای تأمین منافع ملی و انقلابی، امکان پذیرش مشروط یک مسیر استثنایی وجود دارد. نمونه‌هایی از این نوع تصمیم‌گیری در تجربه رهبر شهید و امام خمینی نیز دیده شده است؛ جایی که اصل دشمن‌شناسی حفظ شده، اما در موقعیت‌های خاص، مجوز گفت‌وگو یا تفاهم محدود صادر شده است.

نکته مهم دیگر، جایگاه ساختارهای رسمی نظام در این پیام است. رهبر انقلاب مسئله را به اراده فردی یا تصمیم شخصی فرو نمی‌کاهند، بلکه آن را در چارچوب شورای عالی امنیت ملی، ریاست‌جمهوری و مسئولیت رسمی دولت تحلیل می‌کنند. وقتی رئیس‌جمهور، به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، از طرف خود و سایر اعضا تعهد می‌دهد که شروط و منافع کشور در این مسیر تأمین خواهد شد، مسئولیت اجرای دقیق این تعهدات نیز متوجه همین جایگاه است. بنابراین آقای پزشکیان در برابر ملت و رهبری، مسئولیت مستقیم دارد و باید نسبت به نتایج اجرای این تفاهم پاسخگو باشد.

در کنار این، باید نقش تیم مذاکره‌کننده را نیز درست فهم کرد. وظیفه تیم مذاکره، رساندن متن به نقطه‌ای بوده که قابلیت دفاع داشته باشد و بتواند از ملاحظات امنیتی، سیاسی و انقلابی عبور کند. در این چارچوب، قالیباف، به عنوان فردی آشنا با میدان‌های سخت و ملاحظات امنیتی، مسئولیت هدایت روند مذاکرات را بر عهده داشته و مأموریت اصلی او پیگیری خطوط قرمز نظام در عرصه دیپلماسی بوده است. این که متن نهایی امکان پذیرش مشروط یافته، نشان می‌دهد روند مذاکرات درمجموع به نقطه‌ای قابل قبول رسیده است؛ البته نه به معنای تأیید بی‌قید و شرط آینده، بلکه به معنای امکان عمل مشروط بر اجرای دقیق شروط.

تعبیر رهبر انقلاب از مسئولان این روند به عنوان افراد دلسوز و دارای حسن نظر نیز در همین چارچوب معنا دارد. این تعبیر، مسئولیت را از دوش آنان برنمی‌دارد، بلکه نشان می‌دهد نیت و مسیر کلی آنان در چارچوب مصالح کشور ارزیابی شده است. اما حسن نظر زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که در مرحله اجرا به دقت، سخت‌گیری، مراقبت و راستی‌آزمایی تبدیل شود.

از این پس، مسئله اصلی کشور اجرای دقیق مفاد تفاهم است. سابقه طرف مقابل نشان می‌دهد که آمریکا و متحدانش همواره در پی تفسیر گزینشی تعهدات، گرفتن امتیاز حداکثری و پرداخت هزینه حداقلی هستند. بنابراین دولت و شورای عالی امنیت ملی باید همه اهرم‌های سیاسی، حقوقی، میدانی و دیپلماتیک را برای وادار کردن طرف مقابل به اجرای کامل تعهدات حفظ و فعال کنند.

در چنین شرایطی، دامن زدن به شکاف داخلی، تخریب ساختارهای رسمی و تبدیل تفاهم به میدان تسویه‌حساب سیاسی، برخلاف منطق پیام رهبر انقلاب است. ایشان همزمان بر مسئولیت‌پذیری، اعتماد به ساختارهای نظام و ضرورت انسجام ملی تأکید دارند. جمع‌بندی پیام روشن است، تفاهم تنها زمانی ارزش راهبردی دارد که با وحدت داخلی، مراقبت دائمی، اجرای دقیق شروط و پاسخگویی روشن مسئولان همراه باشد.

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار