EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۶۸۸۲
پشت پرده جنگی که از پاستور گذشته و به قلب بهارستان رسیده است

«کودتا»؛ اسم رمز جنگ قدرت تندروها

از فراخوان برای استعفای پزشکیان و سازمان‌دهی خیابانی تا افشاگری زارعی درباره «حزب شین»

تحریریه آوش/ داستان اما یک طنز سیاسی قابل تأمل هم دارد؛ «کودتا» واژه تازه‌ای در ادبیات این منازعه نیست. سال‌ها پیش از آن که زارعی از «کودتا علیه دولت پزشکیان» سخن بگوید، حمید رسایی همین واژه را علیه محمدباقر قالیباف به کار می‌برد. در آستانه انتخابات مجلس دوازدهم و اوج اختلافات درونی اصولگرایان، رسایی در ویدئویی با عنوان «هشدارهای رسایی از ظهور یک دیکتاتوری پارلمانی» بارها از تعبیر «کودتای پارلمانی» استفاده کرد

«کودتا»؛ اسم رمز جنگ قدرت تندروها

یک کلمه کافی بود تا بخشی از آنچه ماه‌ها در زیر پوست سیاست ایران جریان داشت، ناگهان به سطح بیاید: «کودتا». مجتبی زارعی، نماینده تهران و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در یادداشتی کوتاه اما کم‌سابقه از آنچه «طرح کودتا علیه دولت مستقر» خواند، سخن گفت. او نام طراح این طرح را نبرد، اما از «حزب خرابکار شین» نام برد و همزمان تصویری از نوشته حمید رسایی، نماینده تهران و از چهره‌های شاخص شبکه راهبردی یاران انقلاب اسلامی یا همان «شریان»، منتشر کرد. 

اما آن چه زارعی نوشته، فقط یک اتهام علیه یک نماینده یا یک حزب نیست. او مدعی شده در جلسه مجلس، طراح این طرح با اعتراض شدید نمایندگان و حتی «هو کردن» آنان مواجه شده است. مهم‌تر این که به روایت زارعی، محمدباقر قالیباف در همان جلسه «اطلاعات جدیدی» را در اختیار نمایندگان قرار داده که «قاطبه مجلس» را با ابعاد تازه‌ای از ماجرا آشنا کرده است. زارعی حتی تهدید کرده اگر این جریان به آنچه او «شانتاژ» می‌نامد ادامه دهد، اطلاعات دیگری را درباره این نماینده و حزبش منتشر خواهد کرد. ادعاها بسیار سنگین است؛ اما هنوز یک قطعه اصلی پازل غایب است: هیچ‌کس نمی‌داند آنچه زارعی «کودتا» می‌نامد دقیقاً چیست. 

آیا سخن از فشار پارلمانی برای ساقط کردن دولت است؟ طرحی برای وادار کردن مسعود پزشکیان به استعفا؟ تلاش برای برگزاری انتخابات زودهنگام؟ یا اقدامی خارج از سازوکارهای قانونی برای کنار زدن رئیس‌جمهور؟ تا زمانی که زارعی جزئیات بیشتری منتشر نکند، نمی‌توان هیچ‌یک از این سناریوها را به عنوان واقعیت پذیرفت. اما حتی بدون دانستن پاسخ این سؤال، افشاگری او یک واقعیت دیگر را آشکار کرده است: جنگ سیاسی درون جریان اصولگرا وارد مرحله تازه‌ای شده؛ جنگی که یک سوی آن دولت پزشکیان قرار دارد، سوی دیگر آن رادیکال‌های مجلس و در میانه میدان، محمدباقر قالیباف ایستاده است. 
 

وقتی «کودتا» برگشت

داستان اما یک طنز سیاسی قابل تأمل هم دارد؛ «کودتا» واژه تازه‌ای در ادبیات این منازعه نیست. سال‌ها پیش از آن که زارعی از «کودتا علیه دولت پزشکیان» سخن بگوید، حمید رسایی همین واژه را علیه محمدباقر قالیباف به کار می‌برد. 
در آستانه انتخابات مجلس دوازدهم و اوج اختلافات درونی اصولگرایان، رسایی در ویدئویی با عنوان «هشدارهای رسایی از ظهور یک دیکتاتوری پارلمانی» بارها از تعبیر «کودتای پارلمانی» استفاده کرد. نشریه ۹ دی، نزدیک به رسایی، حتی مطلبی با عنوان «کودتای قالیباف علیه اصولگرایان» منتشر کرد. بنابراین «کودتا» پیش از این اتهامی بود که از اردوگاه منتقدان قالیباف به سوی رئیس مجلس پرتاب می‌شد. حالا همان واژه مسیر معکوس را طی کرده است.
زارعی که در این نزاع در سمت مقابل رسایی قرار گرفته، اکنون جریانی را که با حرف «شین» معرفی کرده به طراحی «کودتا علیه دولت» متهم می‌کند. 
این چرخش فقط یک بازی زبانی نیست؛ تصویری از یک «جنگ واژگانی درون اصولگرایی» است. هر طرف می‌کوشد دیگری را نه صرفاً رقیبی سیاسی، بلکه جریانی معرفی کند که قواعد بازی را زیر پا گذاشته است. روزی قالیباف متهم به «کودتای پارلمانی» بود و امروز، در روایت یکی از نمایندگان نزدیک به او، همان اتهام به سوی رقبای رئیس مجلس برگشته است.
«کودتا» در اینجا پیش از آنکه نام یک واقعه اثبات‌شده باشد، تبدیل به واژه‌ای برای تعریف مرز میان «خودی قابل تحمل» و «خودی خطرناک» شده است. 
 

«شین» کیست؟ 

زارعی نام حزب را کامل ننوشته است، اما قرائن موجود باعث شده بسیاری از رسانه‌ها «حزب شین» را اشاره‌ای به «شریان» بدانند؛ شبکه راهبردی یاران انقلاب اسلامی که در سال ۱۴۰۱ اعلام موجودیت کرد. 
نام مهرداد بذرپاش از نخستین روزهای تشکیل شریان در کنار این تشکل مطرح بود و حضور او در نخستین مجمع عمومی نیز به گمانه‌زنی‌ها درباره ارتباطش با این جریان دامن زد؛ هرچند اعضای شریان بعدها وابستگی تشکیلاتی بذرپاش به آن را رد کردند. حمید رسایی نیز از همان سال‌ها یکی از چهره‌های سیاسی و انتخاباتی مهم این مجموعه بود.
اما اهمیت شریان فقط در نام اعضای آن نیست. این جریان در دوره‌ای متولد شد که نزاع اصلی اصولگرایان دیگر فقط رقابت با اصلاح‌طلبان نبود. بخش مهمی از رقابت به داخل اردوگاه اصولگرایی منتقل شده بود: چه کسی قرار است مجلس را در اختیار داشته باشد و چه کسی سخنگوی جریان اصلی اصولگرایی باشد؟ 

قالیباف در یک سوی این منازعه قرار داشت و شریان، بخش‌هایی از جبهه پایداری و نیروهای رادیکال‌تر در سوی دیگر. به همین دلیل، اختلاف امروز رسایی و قالیباف را نمی‌توان محصول دولت پزشکیان دانست. پزشکیان فقط میدان تازه‌ای برای جنگی قدیمی فراهم کرده است. 
 

پزشکیان؛ میدان تازه جنگ قدیمی

پیروزی مسعود پزشکیان در انتخابات ۱۴۰۳ معادله را تغییر داد. جریانی که نامزد مطلوبش نتوانسته بود دولت را در اختیار بگیرد، اکنون با رئیس‌جمهوری مواجه بود که در سیاست خارجی، شیوه تعامل با جهان و بخش‌هایی از سیاست داخلی، مسیر متفاوتی را دنبال می‌کرد. 
از آن زمان، دولت پزشکیان زیر فشار مستمر بخشی از همین طیف قرار گرفت؛ از حمله به وزرا و سیاست خارجی گرفته تا متهم کردن دولت به عدول از مواضع اعلام‌شده نظام؛ اما مسئله پیچیده‌تر از یک تقابل ساده میان «دولت» و «مجلس» است.
قالیباف نیز در بسیاری از همین پرونده‌ها هدف همان جریان بوده است. رئیس مجلس هرگاه در برابر فشار حداکثری بر دولت ایستاده یا از ضرورت دیپلماسی و اداره کشور در چارچوب تصمیمات رسمی دفاع کرده، بخشی از همان حملات را متوجه خود دیده است. 
اینجاست که رابطه‌ای دوطرفه شکل می‌گیرد و فشار بر پزشکیان، اهرمی برای فشار بر قالیباف می‌شود و فشار بر قالیباف، راه را برای فشار بیشتر بر پزشکیان باز می‌کند.
اگر قالیباف در برابر رادیکال‌ها عقب‌نشینی کند، دولتی ضعیف‌تر مقابل آنان قرار می‌گیرد و همزمان قدرت جریانی در مجلس افزایش می‌یابد که سال‌هاست خود قالیباف را هدف گرفته است. اگر مقابل آنان بایستد، متهم می‌شود که از پزشکیان حمایت می‌کند یا مقابل نیروهای انقلابی ایستاده است. 
از این منظر، پزشکیان و قالیباف الزاماً متحد سیاسی نیستند؛ اما در برابر جریانی که افزایش قدرتش می‌تواند موقعیت هر دو را تضعیف کند، در نقاطی به منافع مشترک رسیده‌اند. 
 

استعفا؛ واژه‌ای که بارها برگشت

ماجرای تازه زارعی را نمی‌توان بدون مرور اتفاقات چند ماه گذشته فهمید. پیش از آن که «کودتا» وارد این نزاع شود، یک واژه دیگر بارها در اطراف دولت پزشکیان تکرار شده بود: استعفا. 
محمدباقر خرازی، دبیرکل حزب‌الله ایران، پیش‌تر مدعی شده بود پزشکیان بارها استعفا کرده یا تهدید به استعفا کرده است و ادعاهایی را درباره واکنش به استعفای احتمالی رئیس‌جمهور مطرح کرد. این ادعاها تکذیب شد.
اما واکنش حمید رسایی به این ماجرا قابل توجه بود. او از پزشکیان خواست دوباره استعفا کند تا ادعای مطرح‌شده درباره پذیرفته شدن استعفای احتمالی او «راستی‌آزمایی» شود. این حرف به خودی خود اثبات‌کننده وجود برنامه‌ای برای برکناری رئیس‌جمهور نیست. نماینده مجلس می‌تواند خواهان استعفای رئیس‌جمهور باشد و چنین خواسته‌ای، هر اندازه تند، هنوز «کودتا» محسوب نمی‌شود.
اما اهمیت ماجرا در تکرار یک الگوست. در ماه‌های گذشته، بارها از استعفای پزشکیان سخن گفته شد؛ شایعاتی درباره کنار رفتن او شکل گرفت؛ برخی مخالفان آشکارا از استعفا استقبال کردند و اکنون یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس مدعی است جریانی در داخل مجلس اساساً به دنبال «کودتا علیه دولت» بوده است. 

این نقاط الزاماً به یکدیگر متصل نیستند؛ اما کنار هم قرار گرفتن آن‌ها نشان می‌دهد ایده پایان دولت پیش از پایان دوره قانونی آن دست‌کم در سطح گفتار سیاسی برخی مخالفان، بارها مطرح شده است. 
 

از استعفا تا «۲۵۰ هزار نفر» 

در این میان، سخنان محمدباقر خرازی سطح دیگری از ماجرا را نشان می‌دهد. خرازی در سخنانی که انتشار آن با واکنش‌های گسترده مواجه شد، از ایجاد یک شبکه سازمان‌یافته سخن گفت. او درباره جمع‌آوری صدها نفر در هر شهر و ایجاد نیرویی «۲۵۰ هزار نفری» حرف زد و گفت با یک فراخوان این افراد می‌توانند به تهران بیایند و «کار را تمام کنند». گزارش‌های منتشرشده همچنین نشان می‌دهد او از گذار از «جمهوری اسلامی» به آنچه «حکومت اسلامی» می‌نامد سخن گفته بود. اصل سخنان مربوط به سازمان‌دهی شبکه ۲۵۰ هزار نفری و حرکت به تهران در منابع مختلف بازتاب یافته است. 
بعدتر نیز خبر تعقیب قضایی و بازداشت خرازی منتشر شد. اینجا اما باید خطی بسیار روشن کشید که هیچ سندی وجود ندارد که طرح خرازی را به شریان، حمید رسایی یا «طرح کودتا» ی مورد ادعای زارعی متصل کند.
اما از یک سو نماینده‌ای رئیس‌جمهور را به استعفا دعوت می‌کند، از سوی دیگر یک فعال سیاسی از بسیج هزاران نفر و حرکت به تهران حرف می‌زند و مدتی بعد، یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس از «کودتا علیه دولت مستقر» سخن می‌گوید. 
این موارد سه واقعه مستقل‌اند، اما در کنار هم یک سؤال می‌سازند که چرا بحث پایان زودهنگام دولت پزشکیان تا این اندازه وارد ادبیات سیاسی شده است؟ 

393005143939(0)

اصلاً کودتایی در کار بوده است؟ 

همین پرسش ما را به مهم‌ترین ابهام ماجرا می‌رساند. کودتا در معنای سیاسی کلاسیک، تصاحب ناگهانی قدرت خارج از سازوکارهای قانونی و معمولاً با دخالت نیروهای نظامی یا ابزار قهر است. بنابراین استیضاح وزیر، سؤال از رئیس‌جمهور، عدم کفایت سیاسی، مخالفت با سیاست‌های دولت یا حتی درخواست استعفای رئیس‌جمهور را نمی‌توان صرفاً به دلیل تلاش برای تغییر دولت «کودتا» نامید. 
اگر طرح مورد اشاره زارعی استفاده از سازوکارهای قانونی مجلس بوده، استفاده از واژه کودتا بیش از آنکه توصیفی حقوقی باشد، یک اتهام سیاسی است اما اگر آنچه در جلسه مطرح شده، طراحی برای کنار زدن دولت خارج از سازوکارهای قانون اساسی بوده، مسئله کاملاً متفاوت می‌شود و دقیقاً همین‌جا مسئولیت زارعی سنگین‌تر است.
او تنها نگفته با یک پیشنهاد سیاسی مخالف است؛ از «طراح کودتا»، «حزب خرابکار»، «اطلاعات جدید» و حتی اطلاعاتی سخن گفته که مدعی است درباره رفتار این جریان در اختیار دارد. روایت منتشرشده از اظهارات او نیز نشان می‌دهد زارعی مدعی شده اطلاعات ارائه‌شده از سوی قالیباف بخش بزرگی از نمایندگان را با ابعاد تازه ماجرا آشنا کرده است. پس سؤال طبیعی این است که قالیباف چه اطلاعاتی به مجلس داده است؟ 
اگر آن اطلاعات آن‌قدر جدی بوده که به ادعای زارعی باعث تغییر فضای جلسه و اعتراض گسترده نمایندگان شده، موضوع دیگر صرفاً یک دعوای توییتری میان دو نماینده نیست. اما در این میان قالیباف چه می‌داند؟ و شاید همین سؤال مهم‌ترین بخش پنهان ماجرا باشد.
زارعی گفته قالیباف اطلاعاتی را در اختیار نمایندگان گذاشته است، اما نه رئیس مجلس درباره محتوای این اطلاعات توضیح علنی داده و نه زارعی جزئیات آن را منتشر کرده است. 

این سکوت دو احتمال کاملاً متفاوت ایجاد می‌کند که یا آن چه در جلسه گذشته، بخشی از یک نزاع تند سیاسی درون مجلس بوده و زارعی برای توصیف رفتار رقیب از واژه‌ای بسیار بزرگ‌تر از واقعیت استفاده کرده است؛ یا اطلاعاتی وجود دارد که واقعاً ابعاد مسئله را از یک اختلاف پارلمانی فراتر می‌برد. در هر دو صورت، موضوع اهمیت عمومی دارد. اگر «کودتا» فقط یک برچسب سیاسی است، باید پرسید چرا یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی چنین واژه‌ای را علیه همکاران و یک جریان سیاسی درون ساختار رسمی به کار می‌گیرد و اگر واقعاً طرحی خارج از سازوکارهای قانونی برای پایان دادن به دولت وجود داشته، سؤال بسیار جدی‌تر است: چرا جزئیات آن برای افکار عمومی روشن نمی‌شود؟
 

سه جنگ در یک مجلس

در پشت همه این اتفاقات، سه نزاع نیز همزمان جریان دارد. نخست، «جنگ دولت و رادیکال‌ها» م؛ جریانی که در دو سال گذشته از سیاست خارجی تا ترکیب کابینه و از مذاکرات تا شیوه اداره کشور، دولت پزشکیان را هدف فشار قرار داده است. 
دوم، «جنگ قالیباف و رادیکال‌ها»؛ منازعه‌ای قدیمی که ریشه‌اش به رقابت برای کنترل مجلس و تعیین مرکز ثقل جریان اصولگرا بازمی‌گردد.
و سوم، شاید مهم‌تر از هر دو، «جنگ بر سر مرز مخالفت سیاسی» است. پرسش این است که مخالفت با یک دولت مستقر تا کجا می‌تواند پیش برود؟ 

سؤال و استیضاح، ابزارهای قانون اساسی‌اند. نقد دولت بخشی از سیاست است. حتی مطالبه استعفای رئیس‌جمهور نیز به تنهایی کودتا نیست. اما تلاش سازمان‌یافته برای ایجاد شرایطی که دولت خارج از مسیر قانونی ساقط شود، موضوع دیگری است. 
روایت زارعی (اگر آنچه گفته دقیق باشد) نشان می‌دهد بخشی از مجلس معتقد است برخی مخالفان از مرز نقد سیاسی عبور کرده‌اند. واکنش منفی نمایندگان به طرح مورد اشاره او نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. حتی یک گزارش تازه درباره این نشست تأکید کرده که روایت زارعی نشان می‌دهد اختلاف موجود فراتر از بحث‌های معمول جلسه بوده، هرچند درباره جزئیات ادعای او امکان داوری مستقل وجود ندارد. 
 

قالیباف؛ حامی پزشکیان یا مدافع خودش؟ 

با این حال، نباید ایستادن قالیباف مقابل این جریان را الزاماً به حمایت سیاسی از پزشکیان تقلیل داد. قالیباف و پزشکیان در بسیاری مسائل اختلاف دارند. آن‌ها متعلق به یک جریان سیاسی نیستند و رئیس مجلس طبیعتاً در مقام حمایت از همه سیاست‌های دولت قرار ندارد اما قالیباف با یک واقعیت دیگر نیز مواجه است: همان نیروهایی که امروز دولت پزشکیان را تحت فشار قرار می‌دهند، سال‌هاست خود او را نیز یکی از موانع اصلی‌شان در مجلس می‌دانند. 
رسایی پیش از این قالیباف را با «دیکتاتوری پارلمانی» و «کودتای پارلمانی» هدف قرار داده بود و نزاع بر سر ریاست و مدیریت مجلس نیز بارها دو طرف را مقابل هم قرار داده است. سابقه استفاده رسایی از همین کلیدواژه علیه قالیباف در گزارش‌های آن دوره ثبت شده است.
بنابراین مقاومت قالیباف در برابر فشار حداکثری بر دولت، همزمان می‌تواند دفاع از ثبات ساختار سیاسی و دفاع از موقعیت خودش باشد. هرچه جریان رادیکال در مجلس قدرتمندتر شود، نه فقط دولت پزشکیان بلکه ریاست قالیباف نیز با چالش بیشتری مواجه خواهد شد. 
همین وضعیت ائتلافی عجیب ساخته است که پزشکیان و قالیباف متحد نیستند، اما دشمن مشترک می‌تواند در مقاطعی آن‌ها را در یک سوی میدان قرار دهد. 
 

جنگی بزرگ‌تر از پزشکیان

به همین دلیل، اشتباه است اگر ماجرای اخیر را صرفاً تلاش گروهی برای زمین زدن دولت پزشکیان ببینیم. پشت این درگیری، رقابتی بزرگ‌تر درباره آینده جریان اصولگرا جریان دارد. 
یک سوی این رقابت می‌خواهد سیاست رسمی را در محدوده‌ای نگه دارد که امکان مذاکره، مصالحه سیاسی و مدیریت اختلافات درون ساختار باقی بماند. سوی دیگر معتقد است همین رویکردها به عقب‌نشینی منجر شده و باید سیاست داخلی و خارجی رادیکال‌تری در پیش گرفت.
نزاع بر سر پزشکیان در حقیقت یکی از میدان‌های این رقابت است و شاید به همین دلیل است که حمله به رئیس‌جمهور خیلی زود به درگیری با رئیس مجلس تبدیل می‌شود و نزاع با رئیس مجلس دوباره به دولت بازمی‌گردد. در واقع فشار از کانال پزشکیان به قالیباف منتقل می‌شود و از قالیباف دوباره به پزشکیان بازمی‌گردد. پس در چنین شرایطی، واژه «کودتا» بیش از آنکه پاسخ ماجرا باشد، نشانه شدت گرفتن آن است. 

393005143939(15)

یا «کودتا» بوده یا اتهامی بسیار بزرگ

اکنون توپ بیش از هر کس در زمین مجتبی زارعی است. او اتهامی مطرح کرده که نمی‌توان آن را نیمه‌کاره رها کرد. اگر آنچه در جلسه مجلس مطرح شده صرفاً طرحی سیاسی برای افزایش فشار بر دولت بوده، باید توضیح دهد چرا آن را «کودتا» نامیده اما اگر واقعاً اطلاعاتی درباره برنامه‌ای برای کنار زدن دولت خارج از مسیرهای قانونی وجود دارد، مسئله بسیار فراتر از اختلافات روزمره مجلس است. در هر دو حالت، سکوت پاسخ نیست. 
افکار عمومی حق دارد بداند آن «طرح» چه بوده، «حزب شین» دقیقاً به چه اقدامی متهم است، نماینده مورد اشاره چه پیشنهادی داده، چرا نمایندگان به او اعتراض کرده‌اند و مهم‌تر از همه، محمدباقر قالیباف چه اطلاعاتی در اختیار مجلس گذاشته است؟
تا زمانی که این سؤال‌ها بی‌پاسخ بمانند، نمی‌توان از وجود یک «کودتا» به عنوان واقعیتی اثبات‌شده سخن گفت اما آن چه همین حالا می‌توان دید، شاید به اندازه خود این اتهام مهم باشد. 
در ماه‌های گذشته، «استعفای پزشکیان» بارها وارد فضای سیاسی شد؛ یک نماینده از رئیس‌جمهور خواست دوباره استعفا کند؛ محمدباقر خرازی از شبکه‌ای ۲۵۰ هزار نفری و حرکت به تهران سخن گفت؛ و حالا یک عضو کمیسیون امنیت ملی، یک نماینده و جریان سیاسی را به طراحی «کودتا علیه دولت» متهم کرده است. 

هیچ سندی وجود ندارد که همه این اتفاقات را اجزای یک پروژه واحد بدانیم و نسبت دادن چنین طرح هماهنگی، بدون مدرک، نادرست است. اما مجموعه آن‌ها از یک تحول مهم خبر می‌دهد که ایده پایان دولت پزشکیان پیش از پایان دوره قانونی‌اش، از حاشیه گفتار سیاسی به یکی از موضوعات منازعه درون قدرت رسیده و در میانه همین نزاع است که واژه «کودتا» مسیر عجیبی را طی کرده؛ واژه‌ای که زمانی رسایی و نزدیکانش علیه قالیباف به کار می‌بردند، حالا از سوی یک نماینده اصولگرا به سوی همان اردوگاه برگشته است. 

شاید به همین دلیل، مهم‌ترین داستان این پرونده نه «کودتایی» باشد که هنوز نمی‌دانیم اساساً چه بوده، بلکه جنگ قدرتی است که نام کودتا بر خود گرفته است. 
جنگی که پزشکیان یکی از اهداف آن است، قالیباف یکی دیگر از بازیگرانش و شریان و رادیکال‌های مجلس سوی دیگر آن؛ جنگی برای تعیین اینکه در شرایطی که کشور همزمان با بحران اقتصادی، فشار خارجی و تبعات جنگ مواجه است، چه کسی حق دارد جهت سیاست را تعیین کند و مخالفت با دولت تا کجا می‌تواند پیش برود. فعلاً «کودتا» یک ادعاست؛ اما جنگ قدرتی که این واژه از دل آن بیرون آمده، دیگر چندان پنهان نیست.

ارسال نظر

آخرین اخبار