EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۰۷۳۰

جزئیات جدید از جلسه شمخانی در بیت رهبری که ۹ اسفند بمباران شد

اظهارات اخیر سیدعباس عراقچی و ارائه اطلاعات جدید درباره روز حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به بیت رهبری در 9 اسفندماه سال گذشته، ضمن آنکه بخشی از ابهامات درباره یکی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ کشور را برطرف کرد، سؤالات تازه‌ای را نیز پیش روی افکار عمومی قرار داد.

جزئیات جدید از جلسه شمخانی در بیت رهبری که ۹ اسفند بمباران شد

 وزیر امور خارجه در روایت خود تصریح کرد حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی که طی آن رهبر معظم انقلاب و جمعی از فرماندهان عالی نیروهای مسلح به شهادت رسیدند، در جریان برگزاری جلسه اصلی شورای دفاع رخ نداده است؛ بلکه در همان ساعات، یکی از کمیته‌های فرعی شورای دفاع با مسئولیت دبیر شورا در حال برگزاری بوده است.

اما موضوع مهم و سؤال‌برانگیز این است که دستور کار این جلسه چه بوده که در نخستین روز کاری هفته، اصلی‌ترین فرماندهان عالی نظامی را دور میز تصمیم‌گیری نشانده بود؟

بر اساس گزارش‌های مستند، جلسه‌ای که با مسئولیت دبیر شورای دفاع در صبح روز شنبه برگزار شد، دو دستور کار داشت: نخست، پیگیری اجرای طرح «سازماندهی منابع، ساختارها، نیروی انسانی و تأمین تجهیزات جدید برای مدیریت اغتشاشات» و دوم، بررسی موضوع قریب‌الوقوع بودن حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران. در واقع، جلسه‌ای که صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ در حال برگزاری بود، هم‌زمان دو وجه متفاوت از یک تهدید برنامه‌ریزی‌شده در دو بعد خارجی و داخلی را بررسی می‌کرد؛ حمله نظامی خارجی که احتمال وقوع آن بسیار جدی شده بود و تهدید ترکیبی داخلی که تجربه حوادث دی‌ماه نشان داده بود دشمن به‌عنوان زمینه‌ساز و مکمل اقدام نظامی، به دنبال بهره‌برداری از آن است.

برای فهم اهمیت این جلسه، باید به سال‌ها قبل بازگشت؛ به دغدغه‌ای مستمر که در تمام دوره مسئولیت دریاسالار شهید علی شمخانی در شورای عالی امنیت ملی، همواره مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار داشت: در جریان اعتراضات و ناآرامی‌های خیابانی، تا حد امکان از آسیب دیدن مردم و معترضان جلوگیری شود.

رویکردی که شمخانی بابت آن مورد اعتراض قرار گرفت

در فاصله سال‌های ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱، کشور چندین موج اعتراضی و اغتشاش را تجربه کرد. در جریان این حوادث، شمخانی به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، بارها بر ضرورت مدیریت اعتراضات با کمترین میزان استفاده از سلاح گرم و کمترین تلفات انسانی تأکید داشت. این رویکرد البته با اعتراض‌هایی نیز مواجه شد.

منتقدان شمخانی معتقد بودند تأکید او بر جلوگیری از برخورد مؤثر و محدود کردن استفاده از سلاح، در مواردی دست نیروهای نظامی و انتظامی حاضر در میدان را بسته و موجب شده است این نیروها در مواجهه با آشوبگران، آسیب بیشتری ببینند.

در برخی جلسات، حتی این انتقاد به‌شکل تند و مستقیم علیه او مطرح شد؛ با این مضمون که چرا در شرایطی که نیروهای نظامی، انتظامی و بسیجی هدف حمله قرار می‌گیرند، از استفاده مؤثرتر از سلاح جلوگیری می‌شود.

شمخانی اما از این رویکرد دفاع می‌کرد و از آن عقب‌نشینی نکرد. برای او، حفظ امنیت به‌معنای بی‌توجهی به جان مردم نبود و مقابله با آشوبگران نیز نباید به‌معنای استفاده غیرضروری از سلاح و افزایش تلفات انسانی تلقی می‌شد. البته این رویکرد، صرفاً دیدگاه شخصی شمخانی نبود، بلکه دغدغه‌ای بود که رهبر انقلاب نیز آن را به‌صورت مستمر پیگیری می‌کردند.

در تمام این سال‌ها، رهبر معظم انقلاب نیز بر ضرورت جلوگیری از آسیب دیدن مردم و معترضان در جریان رخدادهای اعتراضی تأکید داشتند. بر اساس روایت‌های مستند، در جریان حوادث اعتراضی، رهبر انقلاب به‌صورت روزانه گزارش‌های مربوط به وضعیت حوادث، تعداد مجروحان و آمار جان‌باختگان را پیگیری می‌کردند و بر ضرورت جلوگیری از آسیب دیدن مردم تأکید داشتند.

این حساسیت، طبیعتاً در رویکرد شمخانی نیز بازتاب داشت. او به‌عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، این موضوع را دنبال می‌کرد که مدیریت بحران‌های اجتماعی و امنیتی، حتی در شرایطی که نیروهای نظامی و انتظامی نیز در میدان آسیب می‌بینند، به افزایش بی‌ضابطه تلفات منجر نشود.

به همین دلیل، شمخانی در برابر انتقادهایی که رویکرد او را عامل آسیب دیدن نیروهای حاضر در میدان می‌دانستند، عقب‌نشینی نکرد. او معتقد بود کشور باید هم‌زمان دو هدف را دنبال کند: مقابله با تهدید و حفظ امنیت از یک سو و جلوگیری از آسیب دیدن مردم و معترضان از سوی دیگر.

 دی‌ماه ۱۴۰۴؛ وقتی یک دغدغه به اولویت تبدیل شد

حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴، این دغدغه را به سطحی دیگر منتقل کرد. بررسی‌های انجام‌شده درباره آن رخدادها، برای نهادهای مسئول این واقعیت را قطعی کرد که دشمن در طراحی و پیشبرد حوادث، با هدف ایجاد رخنه امنیتی و شکل دادن به یک بحران اجتماعی در داخل کشور، نقش محوری داشته است.

چند ماه بعد و در جریان جنگ ۴۰ روزه، رژیم صهیونیستی به‌صراحت به برنامه‌ریزی برای این حوادث اعتراف کرد. رئیس‌جمهور آمریکا نیز اعلام کرد که برای این آشوب‌ها سلاح در اختیار کردهای عراق قرار داده شده تا به ایران منتقل شود. اما شواهد این طراحی، فقط به اعترافات بعدی محدود نبود.

در جریان جنگ ۱۲روزه، صنایع شهید میثمی وزارت دفاع نیز هدف بمباران رژیم صهیونیستی قرار گرفت؛ اقدامی که در زمان خود برای بسیاری تعجب‌آور بود.

این مجموعه در حوزه‌ای فعالیت می‌کرد که ارتباط مستقیمی با تولید تجهیزات و سلاح‌های متعارف جنگی نداشت. مأموریت اصلی آن، طراحی و تولید تجهیزات و ابزارهایی بود که امکان مدیریت تجمعات و اغتشاشات را با کمترین آسیب و بدون استفاده از سلاح‌های آسیب‌زننده فراهم کند. به همین دلیل، قرار گرفتن این مجموعه در اولویت حملات دشمن، در نگاه نخست غیرعادی به نظر می‌رسید، اما حوادث بعدی معنای این حمله را روشن‌تر کرد.

هدف قرار دادن صنایع شهید میثمی نشان می‌داد که دشمن صرفاً برای جنگ نظامی خارجی برنامه‌ریزی نکرده است؛ بلکه در کنار حمله نظامی، سناریوی ایجاد بحران و اغتشاش داخلی را نیز دنبال می‌کرد و هم‌زمان تلاش داشت ظرفیت جمهوری اسلامی برای مدیریت چنین بحران‌هایی با کمترین میزان آسیب و تلفات را محدود کند.

به بیان دیگر، اگر قرار بود در داخل کشور اعتراضات و اغتشاشاتی شکل بگیرد، از نگاه طراحان این سناریو، تضعیف تجهیزاتی که برای مدیریت کم‌هزینه‌تر این رخدادها طراحی شده بود، می‌توانست بخشی از همان پازل باشد.

در این چارچوب، حمله به صنایع شهید میثمی را باید در کنار اعترافات رژیم صهیونیستی درباره برنامه‌ریزی برای حوادث داخلی و اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا درباره انتقال سلاح به داخل ایران قرار داد.

مجموع این شواهد، برای نهادهای مسئول یک نتیجه روشن داشت: حوادث دی‌ماه صرفاً یک رخداد اعتراضی داخلی نبود، بلکه بخشی از یک الگوی تهدید ترکیبی بود که در آن، عملیات نظامی خارجی، ایجاد رخنه امنیتی، تحریک بحران اجتماعی و تضعیف ظرفیت‌های مدیریت داخلی می‌توانستند در کنار یکدیگر قرار گیرند.

به این ترتیب، احتمال تکرار رخدادهای مشابه دیگر یک فرض نظری نبود. کشور باید خود را برای مواجهه با بحران‌هایی آماده می‌کرد که ممکن بود از بیرون طراحی شوند، در داخل بروز پیدا کنند و با هدف قرار دادن هم‌زمان امنیت و جامعه، کشور را در برابر یک بحران چندلایه قرار دهند.

اما حتی در مواجهه با چنین تهدیدی، مسئله تلفات انسانی برای رهبر انقلاب و شمخانی اهمیت خود را از دست نداد؛ بلکه برعکس، به دلیل گستردگی تلفات حوادث دی‌ماه، به دغدغه‌ای عمیق‌تر تبدیل شد. بر اساس روایت‌های مستند، رهبر انقلاب از جان‌باختن حدود ۳ هزار نفر در جریان حوادث دی‌ماه به‌شدت متأثر و ناراحت بودند.

شمخانی نیز پس از آن حوادث، تقریباً در هر جلسه‌ای که موضوع به مسائل اجتماعی و امنیتی مرتبط می‌شد، به جان‌باختگان آن رخدادها اشاره می‌کرد. برای هر دو، مسئله فقط این نبود که دشمن در طراحی و هدایت بحران نقش داشته است؛ پرسش مهم‌تر این بود که در صورت تکرار رخداد مشابه، کشور چگونه باید آماده باشد تا ضمن مقابله با تهدید امنیتی و حفظ نظم عمومی، میزان آسیب و تلفات انسانی را به حداقل برساند.

همین دغدغه، با تأکید رهبر معظم انقلاب، به یکی از اولویت‌های بخش‌های دفاعی، امنیتی و انتظامی کشور تبدیل شد.

طرحی برای مدیریت بحران با کمترین تلفات

در همین چارچوب، طرح جامع «سازماندهی منابع، ساختارها، نیروی انسانی و تأمین تجهیزات جدید برای مدیریت اغتشاشات» در دستور کار قرار گرفت.

هدف، ایجاد آمادگی برای مواجهه با رخدادهای مشابه آینده بود؛ رخدادهایی که ممکن بود هم‌زمان با اقدامات سازمان‌یافته دشمن و تلاش برای ایجاد رخنه امنیتی در کشور شکل بگیرد.

دبیرخانه شورای دفاع مسئول پیشبرد این طرح شد. مطالعات کارشناسی انجام گرفت و طرح اولیه در جلسات متعدد با حضور مسئولان ارشد دفاعی، امنیتی و انتظامی مورد بررسی و اصلاح قرار گرفت. در نهایت، طرح جامع آماده و برای اعلام تدابیر به رهبر انقلاب تقدیم شد.

رهبر انقلاب پس از بررسی طرح، با اصل آن موافقت کردند و بر ضرورت تسریع در اجرای آن تأکید داشتند.

در این مرحله، شمخانی پیشنهاد کرد پیگیری طرح از سوی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی انجام شود. اما رهبر انقلاب با توجه به اهمیت موضوع و ضرورت تسریع در اجرای آن تأکید کردند که دبیرخانه شورای دفاع و شخص شمخانی، طرح را تا رسیدن به نتیجه و مرحله اجرا پیگیری کنند.

به این ترتیب، پیگیری طرح در دبیرخانه شورای دفاع ادامه یافت و کمیته‌های تخصصی مسئول دنبال کردن جزئیات آن شدند.

 ۹ اسفند؛ دو دستورکار در یک جلسه

در روز جمعه ۸ اسفند ۱۴۰۴، برای شمخانی و شماری از فرماندهان ارشد نظامی تقریباً قطعی شده بود که آمریکا و رژیم صهیونیستی در روزهای آینده به ایران حمله خواهند کرد.

شمخانی همان شب، حوالی ساعت ۲۱، متنی را برای انتشار در اختیار واحد اطلاع‌رسانی دبیرخانه شورای دفاع قرار داد که در آن به احتمال حمله مشترک آمریکا و اسرائیل و واکنش ایران به این سناریو اشاره شده بود.

صبح روز بعد، کمیته فرعی شورای دفاع با مسئولیت دبیر شورا تشکیل جلسه داد. این جلسه دو دستور کار داشت: نخست، پیگیری اجرای طرح جامع مدیریت اغتشاشات؛ طرحی که ریشه در دغدغه چندین‌ساله رهبر انقلاب و شمخانی داشت و پس از حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ به یک اولویت فوری تبدیل شده بود. دوم، بررسی موضوع قریب‌الوقوع بودن حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران.

این دو دستور کار، در ظاهر از دو جنس متفاوت بودند، اما در واقع به یک واقعیت مشترک مربوط می‌شدند: کشور در برابر تهدیدی چندلایه قرار داشت و باید هم برای جنگ خارجی و هم برای مدیریت بحران‌های امنیتی و اجتماعی آماده می‌شد. جلسه در حال برگزاری بود که حمله آغاز شد.

در جریان این حمله، دریاسالار شهید علی شمخانی و تعدادی از فرماندهان عالی به شهادت رسیدند.

به این ترتیب، جلسه‌ای که قرار بود هم اجرای طرح کاهش تلفات در اغتشاشات را پیگیری کند و هم درباره قریب‌الوقوع بودن حمله دشمن تصمیم‌سازی کند، خود به یکی از آخرین جلسات پیش از آغاز جنگ تبدیل شد.

اهمیت این جلسه در همین پیوند نهفته است؛ پیوند میان دو دغدغه‌ای که در آن صبح، بر یک میز واحد جمع شده بودند: مقابله با دشمنی که برای ایجاد بحران در داخل و حمله از خارج برنامه‌ریزی می‌کرد و تلاش برای آنکه در مواجهه با بحران‌های آینده، حتی در سخت‌ترین شرایط امنیتی، جان مردم و معترضان تا حد امکان حفظ شود.

روایت عراقچی از آن روز، اکنون این پرسش را روشن‌تر می‌کند که آن جلسه چه بود و چرا برگزار شد.

این جلسه، نه یک نشست عادی و نه صرفاً یک جلسه کارشناسی بود؛ بلکه نشستی عالی و ضروری برای تصمیم‌سازی درباره مواجهه با جنگی بود که از نگاه فرماندهان عالی نیروهای مسلح، وقوع آن در دو سطحِ ایجاد بحران و اغتشاش داخلی و حمله نظامی خارجی، قطعی به نظر می‌رسید.

در چنین شرایطی، بر اساس تأکید فرمانده معظم کل قوا، لازم بود پیش از آغاز درگیری، همه تمهیدات لازم برای مقابله با ابعاد مختلف این تهدید پیش‌بینی و روند اجرای آنها دنبال شود؛ از آمادگی برای مقابله با حمله خارجی گرفته تا ایجاد ظرفیت لازم برای مدیریت بحران‌های داخلی با کمترین میزان آسیب و تلفات انسانی.

اهمیت جلسه صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴ دقیقاً در همین‌جا بود: فرماندهان عالی نیروهای مسلح در شرایطی گرد هم آمده بودند که وقوع یک جنگ چندلایه، شامل حمله نظامی خارجی و تلاش برای ایجاد بحران در داخل، از نظر آنان قطعی بود و بر اساس تأکید فرمانده معظم کل قوا، باید برای مقابله با همه ابعاد این جنگ تصمیم‌گیری و تمهیدات لازم پیش‌بینی می‌شد. جلسه‌ای که با همین هدف در حال برگزاری بود، پیش از آنکه به پایان برسد، با آغاز حمله دشمن به نقطه‌ای تاریخی در روند تصمیم‌گیری‌های کشور تبدیل شد.

بنیاد دریاسالار شهید علی شمخانی

منبع:نورنیوز

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار