هنوز ایران و آمریکا به درک متقابل نرسیدند/ پیشنهاد میکنم بخشهای اقتصادی ایران و آمریکا مذاکره مستقیم داشته باشند
دیپلمات پیشین ایران گفت: راجع به مسئله اقتصادی پیشنهاد میدهم باوجود اینکه خطوط اصلی منافع مشترک اقتصادی در مذاکرات سیاسی در حال شکلگیری است، نشست بخش خصوصی دو طرف در یک کشور ثالث برگزار شود. مثلاً اتاق بازرگانی ایران یا تعدادی از فعالان اقتصادی که آمادگی انجام کارهای بزرگ اقتصادی دارند، با تعدادی از بنگاههای اقتصادی آمریکایی در کشوری مثل سوئیس به صورت مستقیم بنشینند و گفتوگو کنند.
محمدحسین عادلی، دیپلمات پیشین ایران، در گفتوگو با آوش درباره فضای مذاکرات ایران و آمریکا گفت: فکر میکنم مذاکرات جاری نتیجه بازنگری در مواضع قبلی از طرف آمریکا و ایران است. یعنی هر دو طرف به این نتیجه رسیدند که جنگ، کار را به نتیجه نرساند و باید مذاکره یا تحول دیگری غیر از جنگ رخ دهد. اینکه بلافاصله یک یا دو ماه بعد از جنگ دو طرف مذاکره کنند، انتظار خیلی واقعگرایانهای نبود. اکنون آمریکا به این نتیجه رسیده، جنگی که انجام داد یا دربارهاش صحبت میکند، ممکن است او را به نتیجه نرساند و در نتیجه باید در مواضعش بازنگری کند. این مذاکره نشان میدهد که هر دو طرف به درک جدیدی رسیدند و به نحوی تلویحی آمادگی بازنگری در مواضع خود را دارند.
هنوز ایران و آمریکا به درک متقابل نرسیدند
او در پاسخ به اینکه آیا درک متقابل میان ایران و آمریکا شکل گرفته است؟ افزود: فکر میکنم هنوز درک متقابل اتفاق نیفتاده است ولی به این نتیجه رسیدهاند که آنچه قبلاً بوده شاید نیاز به بازنگری دارد و اکنون باید حرکت دیگری انجام شود البته اسم آن را عقبنشینی نمیگذارم. برای مثال آمریکا متوجه شده باید مواضعش را مقداری تعدیل کند تا بتواند جلو برود یا ایران متوجه شده که خوب است سر میز مذاکره بنشیند و بَر روی برخی مواضع به تعدیل برسد.
ریسکهای آمریکا برای درگیری با ایران پُر هزینه است/ مدل مذاکره ایران زمانبر است
عادلی در پاسخ به اینکه میتوان انتظار داشت که طرفین به توافق برسند و آیا ارادهای بین ایران و آمریکا برای رسیدن به توافق وجود دارد؟، تصریح کرد: تصور میکنم از طرف ایران عزم برای حل مشکل از طریق دیپلماسی وجود دارد. از طرف آمریکا هم شاید تا حدود ۹۰ درصد عزم برای حل موضوع به صورت دیپلماتیک وجود دارد زیرا ریسکهای درگیری با ایران برای آمریکا بسیار زیاد، پرهزینه و احتمالاً هر نوع درگیری غیرقابل کنترل خواهد بود. همه تحلیلگران بینالمللی متفقالقول هستند که چنین درگیری میتواند به جنگ منطقهای بیانجامد. نمیگویم احتمال فریب وجود ندارد اما در هر دو طرف عزم وجود دارد و ریسکهایی هم هست. الگو و مدل مذاکره ایران معمولاً زمانبر بوده بنابراین برخی تحلیلگران بینالمللی تصور میکنند این مذاکرات برای توافق نیست بلکه مذاکره برای خرید زمان است در نتیجه اینجا ریسکی وجود دارد و سوءبرداشت ایجاد میشود و ممکن است به نقطه درگیری برسیم.
دیپلمات پیشین ایران در واکنش به اینکه یعنی به جنگ برسیم؟ اظهار کرد: بله، این ریسک از نگاه طرف مقابل نسبت به ماست. ما هم ریسکهایی از طرف مقابل داریم. غیر از مسئله فریب و اعتماد که یکبار تجربه شده، یک ریسک اسرائیل است. اسرائیل در آمریکا بازیگر درجه اول و بسیار قدرتمند بوده و علاقهمند است آمریکا را به نیابت از خود در منطقه درگیر کند. این ریسک وجود دارد که اسرائیل، مجدداً آمریکا را از همان سوراخی که دوباره گزیده شده بود، تحریک و دوباره این تصور را القا کند که ایران در ضعیفترین موقعیت قرار دارد و اگر الان بزنیم کار ایران تمام است. آمریکا با این برداشت غلط ممکن است به اقداماتی دست بزند که در نهایت موجب درگیری مجدد شود.
حمله به ایران ممکن است منجر به استیضاح ترامپ شود
عادلی در پاسخ به اینکه این، ریسکها را چقدر قوی میدانید که نهایتاً منجر به جنگ شود؟ ادامه داد: من ریسک اسرائیل را خیلی بالا میبینم به این دلیل که در دولت ترامپ لابی صهیونیستها خیلی قوی است. قدرتمندان صهیونیستی به ظاهر خودشان را طرفداران یهود جلوه میدهند درحالی که اینها دنبال قدرت، حفظ نفوذ و قدرت جهانی خود در دنیا و منطقه هستند. این ریسک در دولت ترامپ بالا است. از طرف دیگر تحلیلگران عاقل آمریکایی نسبت به هرگونه درگیری در خاورمیانه علیه ایران به ترامپ هشدار دادهاند. ما یک سابقه هم داریم که در بسیاری از موارد، خرد معتدل آمریکا در این نوع مسائل پیروز شده است. یک نکته درباره ترامپ وجود دارد که ریسک جنگ را پایین میآورد و آن این است که اگر ترامپ وارد جنگ شود، انتخابات آینده را از دست میدهد، محبوبیتش کاهش پیدا میکند و شعار «ماگا» توسط او از بین میرود. اگر رئیس جمهوری آمریکا انتخابات آینده کنگره را از دست دهد و هر دو مجلس را واگذار کند، زمینه برای استیضاح او فراهم میشود. بنابراین ریسک شخصی جدی برای ترامپ وجود دارد. ترامپ باتوجه به روانشناسی شخصی نباید چنین ریسکی کند؛ ریسک جایگاهش، ریسک سمتی که برای رسیدن به آن چهار سال جنگیده است. بسیار بالاست. ترامپ باید به این نتیجه برسد که منافع آمریکا را در درجه اول، قرار دهد نه منافع اسرائیل را.
او در پاسخ به اینکه فکر میکنید ترامپ به چنین عقلانیتی رسیده است؟ افزود: من احتمال آن را بالا میدانم چون این مسئله برای خود او هم سرنوشتساز است.
عادلی ضمن ارائه ابتکار عمل در مذاکرات ایران و آمریکا تصریح کرد: در مذاکراتی که بین طرفین صورت گرفته، بحث اقتصادی هم بهوجود آمده است. این عامل بسیار مثبت است. ایجاد روابط اقتصادی منافع مشترک ایجاد میکند و برای تنشزدایی بسیار مؤثر است. وقتی میان دو طرف منافع مشترکی شکل بگیرد، احساس اعتماد بیشتری ایجاد میشود. اگر بخواهیم از درگیری جلوگیری کنیم، که هم به ضرر آمریکاست و هم به ضرر ایران، باید روی این مسئله جلو برویم. راجع به مسئله اقتصادی پیشنهاد میدهم باوجود اینکه خطوط اصلی منافع مشترک اقتصادی در مذاکرات سیاسی در حال شکلگیری است، نشست بخش خصوصی دو طرف در یک کشور ثالث برگزار شود. مثلاً اتاق بازرگانی ایران یا تعدادی از فعالان اقتصادی که آمادگی انجام کارهای بزرگ اقتصادی دارند، با تعدادی از بنگاههای اقتصادی آمریکایی در کشوری مثل سوئیس به صورت مستقیم بنشینند و گفتوگو کنند.
پیشنهاد میکنم بخشهای اقتصادی ایران و آمریکا مذاکره مستقیم داشته باشند
دیپلمات پیشین ایران در پاسخ به اینکه آیا لابیها و بنگاههای اقتصادی میتوانند نقشآفرینی کرده و بر فضای مذاکرات مؤثر باشند؟ اظهار کرد: به نظر من عامل اقتصادی در این مذاکرات بسیار مثبت است. اینکه طرفین درباره ایجاد منافع مشترک در سرمایهگذاریهایی در حوزههایی مثل انرژی، معادن و سایر رشتهها صحبت میکنند، به پایداری توافق و ایجاد اعتماد بیشتر میان طرفین کمک میکند. پیشنهاد من این است که در کنار توافق و تعیین خطوط اصلی توسط سیاستمداران، همزمان و یا بلافاصله پس از آن، کنفرانس اقتصادی ویژه بین اتاقهای بازرگانی و فعالان اقتصادی ایران و بنگاههای علاقهمند آمریکایی در کشوری مانند سوئیس برگزار شود. این نشست میتواند بخش خصوصی دو طرف را با هم آشنا کند و منافعی را که در مذاکرات به صورت نظری مطرح میشود، به شکل عملیاتی و ملموس توسط بخش اقتصادی دو طرف پیش ببرد تا طرفین متوجه شوند که منافع اقتصادی واقعی وجود دارد. از قبل هیچگونه مانعی برای سرمایهگذاری بنگاههای آمریکایی در ایران وجود نداشته و تنها مانع، تحریم بیشتر از طرف آمریکا بوده است. ضمن اینکه میان بنگاهها بحث مذاکره مطرح نیست. بنگاهها با یکدیگر فرصتهای اقتصادی را کشف، بررسی و بر روی آنها سرمایهگذاری میکنند. معتقدم نشست بنگاهها باید مستقیم برگزار شود و مذاکرات اقتصادی برای کشف ظرفیتهای اقتصادی و نحوه اجرای آنها صورت گیرد.