EN
به روز شده در
کد خبر: ۶۹۶۹۰
سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه:

منطق حکم می‌کند جنگی قریب‌الوقوع در کار نباشد/ قبل از مذاکره با آمریکا لازم است به تفاهم اولیه برسیم

سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه گفت: منطق حکم می‌کند جنگی قریب‌الوقوع در کار نباشد؛ تنها بازیگری که از این وضعیت ناراضی است و عملاً تمایل دارد درگیری و تنش ایجاد شود، رژیم صهیونیستی و شخص بنیامین نتانیاهو است؛ آن هم به این دلیل که با یک نگاه آرمانی و ایدئولوژیک به دنبال شکل‌دهی به پروژه «اسرائیل بزرگ» هستند و تصور می‌کنند در سایه تجزیه کشورهای بزرگ اسلامی منطقه می‌توانند زمینه تحقق این هدف را فراهم کنند.

منطق حکم می‌کند جنگی قریب‌الوقوع در کار نباشد/ قبل از مذاکره با آمریکا لازم است به تفاهم اولیه برسیم

رامین مهمان‌پرست، سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه، در گفت‌وگو با آوش ضمن ارزیابی اظهارات و رفتار متناقض ترامپ درباره ایران گفت: در دنیای امروز عامل تعیین‌کننده سیاست‌ کشورها، منافع آن‌هاست و معمولاً تلاش می‌کنند از روش‌های مختلف برای دستیابی به این منافع استفاده کنند، به‌ویژه قدرت‌های بزرگ که برای خودشان هیچ محدودیتی قائل نیستند و تعهد و پایبندی‌ هم به قوانین بین‌المللی و ملاحظات اخلاقی ندارند. در همین چارچوب، آنچه در نوع رفتار ترامپ قابل مشاهده بوده، این است که او سعی می‌کند از ابزارهای متنوع برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند. یک جا اعلام می‌کند که گرینلند متعلق به آمریکاست و آمریکا به آن نیاز دارد؛ جای دیگر می‌گوید کانادا باید یکی از ایالت‌های آمریکا باشد. وقتی می‌خواهد کشوری را تحریم کند فقط به خود آن کشور اکتفا نمی‌کند بلکه برای کشورهایی که با آن کشور ثالث روابط تجاری دارند، تعرفه‌ و مالیات‌های اضافی تحمیل می‌کند. همه این‌ها برای این است که به اهداف خود برسد.

او افزود: در رابطه با ایران نیز آقای ترامپ از یک‌سو حضور و توان نظامی آمریکا را در منطقه تقویت و از سوی دیگر، بحث‌هایی را مطرح می‌کند که به‌ظاهر دریچه‌ برای گفت‌وگو باز باشد. آنها تلاش می‌کنند در یک فضای ترکیبی از مجموعه‌ای از اقدامات به صورت هم‌زمان برای رسیدن به اهداف خود بهره بگیرند. به نظر می‌رسد توطئه‌ای که طراحی شده بود تا از طریق اعتراض کسبه‌ که مشکلات اقتصادی داشتند، آن را با حمله آمریکا و اسرائیل و همچنین با استفاده از برخی نیروهای سازمان‌یافته تروریستی خارج از کشور توسعه دهند. احتمالاً تصورشان این بود که با چنین روندی می‌توانند بر ایران مسلط شوند و منافع بیشتری به دست آورند.

مهمانپرست تصریح کرد: این توطئه با حضور مردم، مدیریت و هدایت مقام معظم رهبری و با اقداماتی که مسئولان دولت، مجلس و قوه‌قضائیه انجام دادند، کنترل، مدیریت و بحران مهار شد. در چنین شرایطی آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند فضای تهدید را همچنان حفظ کنند تا عقب‌نشینی از مواضع تلقی نشود. این اقدامات بخشی از یک جنگ محسوب می‌شود؛ جنگی که در قالب جنگ روانی علیه مردم شکل می‌گیرد. مانورهای نظامی برگزار می‌کنند، نیروهای خود را در منطقه تقویت و تلاش می‌کنند فضای فعالیت اقتصادی در کشور مختل شود.

آمریکا به این نتیجه رسیده که نمی‌تواند با نیروی نظامی به اهدافش در ایران برسد

مهمانپرست تصریح کرد: با جنگ روانی و اقداماتی که در منطقه انجام می‌دهند، سعی دارند مستقیماً اقتصاد کشور را هدف گرفته و بخش خصوصی را تحت فشار شدید قرار دهند تا نارضایتی عمومی افزایش پیدا کند. آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند که آماده عملیات هستند و نیروهای خود را جابه‌جا می‌کنند اما عملاً اقدامی انجام نمی‌دهند، این به معنای انصراف آن‌ها یا به‌هم‌خوردن برنامه‌هایشان نیست. آن‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند با کشوری که مردم آن علی‌رغم همه مشکلات، حاضرند پای نظام و کشور خود بایستند، نمی‌توان صرفاً از طریق نیروی نظامی به اهداف رسید. 

او با اشاره به سیاست ترامپ در منطقه ادامه داد: آمریکایی‌ها منطقه‌ای ناامن در خاورمیانه یا غرب آسیا را مطلوب منافع خود نمی‌دانند. آن‌ها منافعشان را در این می‌بینند که منطقه آرام باشد، بحران انرژی به وجود نیاید و در عین حال، کشورهای بزرگ عربی منطقه که توافق کرده‌اند سرمایه‌گذاری‌های گسترده‌ای در آمریکا انجام دهند، بتوانند تعهدات خود را عملی کنند. در صورت بروز تنش و درگیری در منطقه، این کشورها توانایی‌ نخواهند داشت و در نهایت خود آمریکا متضرر خواهد شد. برای اروپا نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. اروپا نگران است که با بی‌ثباتی در منطقه، بحران انرژی تشدید شود، بحران مواد غذایی افزایش پیدا کند و از سوی دیگر بحران‌های امنیتی شدت بیشتری بگیرد.

جنگ خاورمیانه به نفع کشورهای عربی نیست

مهمانپرست اظهار کرد: کشورهای عربی منطقه درگیری و تنش را به نفع خود نمی‌دانند چراکه چنین وضعیتی می‌تواند همه برنامه‌های  آن‌ها را از بین ببرد. درباره ترکیه نیز همین وضعیت صادق است؛ آن‌ها علاقه‌ای به ناامنی و هرج‌ومرج در منطقه ندارند زیرا احساس می‌کنند چنین شرایطی در چارچوب طرح صهیونیستی تعریف می‌شود که هدف آن تجزیه کشورهای بزرگ اسلامی مانند عربستان، ترکیه، ایران، مصر و سایر کشورهاست. در نهایت چین به‌عنوان یکی از رقبای بزرگ آمریکا به‌هیچ‌وجه موافق تنش، درگیری و وقوع یک جنگ ناخواسته در منطقه خاورمیانه نیست چون آنها هم برای رشد اقتصادی خود به منابع انرژی این منطقه نیازمندند.

او افزود: منطق حکم می‌کند جنگی قریب‌الوقوع در کار نباشد. تنها بازیگری که از این وضعیت ناراضی است و عملاً تمایل دارد درگیری و تنش ایجاد شود، رژیم‌صهیونیستی و شخص بنیامین نتانیاهو است؛ آن هم به این دلیل که با یک نگاه آرمانی و ایدئولوژیک به‌دنبال شکل‌دهی به پروژه «اسرائیل بزرگ» هستند و تصور می‌کنند در سایه تجزیه کشورهای بزرگ اسلامی منطقه می‌توانند زمینه تحقق این هدف را فراهم کنند. طبیعی است که آن‌ها به دنبال تنش، بی‌ثباتی و درگیری باشند. سؤال این است که چه کاری می‌توان انجام داد تا فضای جدیدی شکل بگیرد؟ آیا روزنه‌ای وجود دارد که بتوان از بحرانی که میان ایران و آمریکا به وجود آمده، راهی برای مدیریت و عبور پیدا کرد یا نه؟

جایگزینی برای نظام جمهوری اسلامی تبدیل به یک جوک شد

مهمانپرست تصریح کرد: علیرغم اینکه بسیاری تصور می‌کنند آقای ترامپ شخصیتی نسنجیده، غیرقابل پیش‌بینی و فاقد منطق در تصمیم‌گیری است اما به نظر می‌رسد همین نوع رفتار او نیز مبتنی بر محاسبه و براساس اطلاعات دقیقی است که دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا در اختیار او قرار می‌دهند. ترامپ در جریان همین اغتشاشات به این جمع‌بندی رسید، کسانی‌که ادعای اپوزیسیون دارند، پایگاه مردمی در ایران ندارند. اساساً توانایی اجرای طرح‌های بزرگ از جمله جایگزینی برای نظام جمهوری اسلامی، تبدیل به جوک شد. 

او ادامه داد: در مقابل حضور مردم در صحنه برای آن‌ها واقعی و جدی تلقی شده و این واقعیت از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا به‌طور دقیق گزارش می‌شود. این دستگاه‌ها اخبار و تحلیل‌های دقیق را به رئیس‌جمهور آمریکا منتقل می‌کنند و به همین دلیل آن‌ها هم نقاط ضعف و قوت‌ ما را می‌شناسند. در چنین شرایطی، طبیعی است که اقدامی انجام ندهند تا منافع آنها به خطر بیفتد. ما از هیچ‌گونه درگیری نظامی استقبال نمی‌کنیم اما به‌صراحت اعلام کرده‌ایم که اگر تعرضی صورت بگیرد، پاسخ‌مان شدید خواهد بود. برای خروج از این وضعیت، لازم است روی یک موضوع جدید به تفاهم اولیه برسیم و آن را به‌عنوان مبنا قرار دهیم تا بتوان سایر مسائل را به‌صورت مرحله‌به‌مرحله پیش برد.

مهمانپرست اظهار کرد: ادعای اصلی آمریکایی‌ها، به‌ویژه از دوره‌ای که آقای ترامپ سخت‌گیری‌ها علیه ایران را افزایش داد، این بود که اجازه نخواهند داد ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. ما نیز بارها اعلام کرده‌ایم، مهم‌ترین مبنای ما فتوای مقام معظم رهبری است که صراحتاً هرگونه حرکت به سمت سلاح هسته‌ای و به‌طور کلی سلاح‌های کشتار جمعی را ممنوع می‌داند. با این حال موضع آمریکا در ادامه تغییر کرد. در طول مذاکرات، ناگهان بحث غنی‌سازی صفر و حتی نفی کامل فعالیت هسته‌ای ایران مطرح شد؛ موضوعی که واکنش مسئولان کشور را به دنبال داشت.

او افزود: باتوجه به اتفاقاتی که رخ داد و آزمونی که آن‌ها دوباره انجام دادند، از جمله بررسی این‌که می‌توانند روی سناریوی سرنگونی نظام یا بر افرادی که سال‌ها خارج از ایران بوده‌اند و ادعاهای بی‌پایه داشته‌اند، حساب باز کنند یا نه، به این نتیجه می‌رسند که تعامل و کار کردن با نظام جمهوری اسلامی ایران و رسیدن به یک توافق بسیار عقلانی‌تر است چراکه آن وقت دودش بر چشم همه خواهد رفت.  اگر طرف آمریکایی موضع خود را اصلاح کند و به همان خط قرمز اصلی، یعنی عدم دسترسی به سلاح هسته‌ای بازگردد، خط قرمزی که نه‌تنها ما از ابتدا بر آن تأکید داشته‌ایم، بلکه همواره گفته‌ایم منطقه خاورمیانه باید عاری از سلاح هسته‌ای باشد و ایران یکی از مبتکران این ایده بوده است، آن‌وقت زمینه تفاهم فراهم می‌شود.

مهمانپرست خاطرنشان کرد: اساساً اعتقادی به سلاح هسته‌ای نداریم و این موضوع را بارها اعلام کرده‌ایم. اگر کسی واقعاً نگرانی یا ادعایی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران دارد، این نگرانی می‌تواند از طریق راهکارهای فنی برطرف شود. کارشناسان فنی می‌توانند فرمول‌ها و سازوکارهایی ارائه دهند که هم فعالیت هسته‌ای صلح‌آمیز کشور ادامه داشته باشد، هم تحت نظارت و همکاری بین‌المللی قرار گیرد، هم در مسیر پیشرفت کشور استفاده شود و هرگونه نگرانی درباره انحراف به سمت تسلیحات هسته‌ای به‌طور کامل برطرف شود. 

او در پایان یادآور شد: همه‌چیز به این برمی‌گردد که طرف آمریکایی با توجه به مجموعه اتفاقات رخ‌داده و اطلاعات دقیقی که از طریق دستگاه‌های خود در اختیار دارد، به این جمع‌بندی برسد که بهترین اقدام برای منطقه، منافع کشورهای منطقه و منافع آمریکا و اروپا این است که همکاری با جمهوری اسلامی ایران را جایگزین، تقابل کند. این همکاری می‌تواند نگرانی‌ها را برطرف کند. اگر طرف آمریکایی به چنین نتیجه‌ای برسد، آن‌وقت می‌توان روی یک مسیر جدید فکر و آن را به‌طور جدی دنبال کرد.

ارسال نظر

آخرین اخبار