کدام گروهها ترامپ را تشویق به جنگ میکنند؟
اتحاد نانوشته میان سناتورهای جمهوریخواه گریزان از ترامپ و دموکراتهای متنفر از او و تشویق وی برای آغاز جنگی تازه در غرب آسیا با ایران، برای این دو دسته فارغ از تبعات فاجعهبار آن راهی برای پیروزی در انتخابات میاندوره پیشرو در مجلس نمایندگان و سنا است.
در میانه حضور ناوهای جنگی، تهدیدات و مذاکرات شکل گرفته میان ایران و آمریکا، آنچه بر روند تحرکات و تحولات جاری تاثیرگذاری مهم اما نه چندان مشهود دارد، انتخابات میاندوره مجلس نمایندگان و سنای ایالات متحده آمریکاست. انتخاباتی که قرار است نوامبر سال جاری میلادی در این کشور برگزار شده و تکلیف بسیاری از روندهای سیاسی این کشور را مشخص کند.
این انتخابات به نوعی پاسخ یا واکنش مردم به سیاستهای رئیسجمهور مستقر است و این بار قرار است مردم آمریکا با رای خود به نمایندگان دموکرات یا جمهوریخواه مشخص کنند که تا چه اندازه با رئیسجمهور جمهوریخواه همراه هستند. نظرسنجیهای راه یافته به رسانهها حکایت از پیشتازی آرام دموکراتها در این دوره دارد و این در ارزیابی تحلیلگران آمریکایی بهنوعی نشانهای از بیرغبتی مردم به سیاستهای جمهوریخواهان و در راس آنها «دونالد ترامپ» رئیسجمهور جمهوری خواه این کشور است. این میان مجموعهای از عوامل و تحولات روزها و ماههای اخیر و پیشرو این انتخابات و برگزاری آن را در روند تحولات مربوط به غرب آسیا و ایران هم حائز اهمیت نشان میدهد.
انتخابات آمریکا؛ متغییر تازه اثرگذار بر تحولات
انتخابات میان دوره مجالس نمایندگان و سنای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ و بر اساس تحلیلهای داخلی عرصهای خواهد بود که در آن مردم ایالات متحده آمریکا مجموعه سیاستهای حزب جمهوری خواه را که دو قوه مجریه و مقننه را در اختیار دارد، مورد ارزیابی قرار خواهند داد و بر مبنای این ارزیابی تصمیم خواهند گرفت که آیا بار دیگر به مجلسی جمهوریخواه شکل بدهند یا دموکراتها را به عنوان جناح حداکثر در مجلس داشته باشند. به بیان دیگر مردم باید میزان تحقق وعدههای رئیسجمهور آمریکا در دو سال مسئولیت را ارزیابی کنند و بر اساس آن به این نتیجه برسند که آیا حزبی که ترامپ نمایندگی آن را بر عهده دارد، توانسته بخش بزرگی از خواستههای آنها را عملیاتی کند یا خیر.
واقعیت حال حاضر در جامعه آمریکا، رئیسجمهوری را نشان میدهد که در حوزه اقتصادی به آنچه وعده داده بود؛ چندان نزدیک نیست و در شرایطی که ترامپ در حوزههای اقتصادی، مهاجرتی، قوانین مربوط به دانشگاهها، ادارات و افراد ایجاد کرده است، چندان در راستای وعدههای خود نبوده و در بخشهایی از این کشور که موضوعات مهاجرتی و اقتصادی پررنگتر است حتی پایگاه رای او هم با ریزشی محسوس مواجه شده است.
شروع درگیری با ایران به جنگی تمامعیار در منطقه تبدیل خواهد شد و این درگیری، از نظر زمانی و نظامی غیرقابل کنترل خواهد بود و ترامپ با صدور این فرمان هم پایگاه رای خود را از دست خواهد داد و هم به حزب جمهوریخواه آسیب وارد خواهد شد.
«ویت شلتون» سخنگوی کمیته کارزار کنگره دموکراتها ضمن استناد به نظرسنجیهای معتبر، وعدههای عملی نشده رئیسجمهور آمریکا را یکی از مهمترین دلایل کاهش اقبال مردم به جمهوریخواهان میداند. میان این سیاستهای نه چندان موفق رئیسجمهور آمریکا، جای یک جنگ آغاز شده و پایان نیافته خالی است تا مردم آمریکا را از ترامپ و سپس جمهوریخواهان ناامید کند؛ جنگی با ایران که ترامپ ظاهرا سازوبرگ آن را در منطقه تدارک دیده و هر لحظه امکان آغاز آن برای منطقه مانند کابوسی ناتمام است.
آغاز جنگ در خاورمیانه از سوی رئیسجمهوری که منتقد تمام قد سیاستهای روسای جمهور پیشین آمریکا در این زمینه بوده است، خود نشانهای از شکست هویتی ترامپ خواهد بود. چنین جنگی در تناقض و تضاد اساسی با وعدههای انتخاباتی او خواهد بود که وعده داده بود سربازان آمریکایی را به باتلاقهای نزاع بیپایان در غرب آسیا گسیل نخواهد کرد. با چنین پیشزمینهای آغاز جنگ برای رئیسجمهوری که شعار «اول آمریکا» را در صدر کمپین انتخاباتی خود داشت، نمیتواند قابل توجیه و توضیح برای مردمی باشد که قرار است با مالیاتهای خود هزینه گزاف این درگیری را بپردازند.
درگیری با ایران گرچه با آرایش نظامی استقرار یافته در منطقه تحولی ممکن و حتی قریب به نظر میرسد اما آغاز آن برای رئیسجمهور آمریکا با چنین اما و اگرها و ملاحظاتی هم روبروست و از این منظر است که فرمان حمله به ایران، نمیتواند به سادگی از اتاق عملیات کاخ سفید صادر شود و به همین دلیل است که «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا اعلام میکند که «درباره حمله به ایران صحبت نخواهد کرد، زیرا رئیسجمهور ترامپ گفته که ترجیحش دیپلماسی است» و تصریح میکند که «حضور ناوگان در خاورمیانه با هدف تضمین منابع و ظرفیتهای لازم برای مقابله با هرگونه حمله به نیروهای آمریکاست و کوشنر و ویتکاف قصد دارند جلسات مهمی درباره ایران برگزار کنند و منتظر نتایج آنها خواهد بود.»
سابقه اظهارات و اقدامات مقامات آمریکا در یک سال اخیر گرچه اعتماد بسیاری در ایران و جهان را به اینگونه تاکیدات با خدشه مواجه کرده است اما بر فرض صحت این ادعاها پرسشی کلیدی در اذهان شکل میگیرد که پاسخ آن یکی از متغییرهای اثرگذار بر تحلیلهای امروز از شرایط است؛ آغاز این جنگ به نفع چه گروههایی در درون هیات حاکمه ایالات متحده آمریکاست؟ پاسخ به این پرسش گرچه دشوار است اما با کنار هم قرار دادن مجموعهای از اظهارات، اقدامات و رویکردهای اخیر میتوان به تصویری کلی از منتفعان جنگ با ایران در داخل آمریکا رسید.
اگر از تقلای همیشگی لابیهای یهودی در راهروهای کنگره و کاخ سفید و سنا بگذریم؛ به نظر میرسد در میان حزب جمهوریخواه هم گروهی شکل گرفتهاند که سیاستهای ترامپ را برنمیتابند و برای عبور از این سیاستها، حاضرند جنگی تازه در خاورمیانه را به ترامپ پیشنهاد و او را به آغاز این نزاع ترغیب کنند. گروه دیگر دموکراتهایی هستند که در بیش از یک سال مسئولیت ترامپ، چنان از سیاستها، اقدامات و اظهارات او ناامید، خشمگین و متنفر هستند که برای ضربه زدن به او، هر پیشنهادی را روی میز دارند و از هیچ گزینهای عبور نمیکنند. آنچه میان این دو گروه قطعی و مسلم به نظر میرسد این است که شروع درگیری با ایران به جنگی تمامعیار در منطقه تبدیل خواهد شد و این درگیری، از نظر زمانی و نظامی غیرقابل کنترل خواهد بود و ترامپ با صدور این فرمان هم پایگاه رای خود را از دست خواهد داد و هم به حزب جمهوریخواه آسیب وارد خواهد شد.
اتحاد سیاسی برای اقدام نظامی
در این میان گرچه «نانسی پلوسی» رهبر سابق دمکراتهای کنگره نه گزینه نظامی که فشارهای اقتصادی را برای به زانو درآوردن ایران به ترامپ پیشنهاد میدهد اما دیگر سناتورهای دموکرات و جمهوریخواه به وضوح ترامپ را تشویق به حمله میکنند. جان فِتِرمن، سناتور دموکرات، گفته است که اگر اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ضروری تشخیص داده شود، بهیقین از تصمیم ترامپ برای اجرای چنین عملیاتی حمایت خواهد کرد.
سناتور مارک وارنر هم به ترامپ توصیه کرده است که فشار بر ایران را حفظ کند و افزوده که او اکنون یک ناوگان در نزدیکی سواحل ایران دارد. کریس مورفی، سناتور دموکرات آمریکایی هم مدعی شده که رئیسجمهور ترامپ ممکن است همان اقدامی را که در قبال ونزوئلا انجام داد، در مورد گرینلند یا ایران نیز تکرار کند. لیندزی گراهام، سناتور ارشد جمهوریخواه هم پیش از این و با کاسته شدن از احتمال حمله نظامی به ایران از ترامپ خواسته بود که به وعده خود برای کمک به معترضان ایران عمل کند و به جای مذاکره با حکومت ایران، در پی براندازی باشد. وی به رئیسجمهور آمریکا توصیه کرده بود که مانند ریگان سخن نگوید اما در عمل مانند اوباما اقدام کند. کری میلز، سناتور جمهوریخواه از فلوریدا هم مدعی شده بود که مردم ایران یک توافق هستهای بهتر نمیخواهند. مردم ایران زندگی بهتر، آزاد از دیکتاتوری اسلامی و بدون قتلعام میخواهند.
آنچه در میانه اظهارات نمایندگان آمریکا و نیز واقعیات موجود در صحنه غیرقابل انکار است؛ این موضوعست که درگیر ساختن ترامپ در جنگی بیپایان با ایران میتواند همان انتقامی باشد که دموکراتهای سالهاست در پی گرفتن آن از ترامپ هستند و برخی جمهوریخواهان هم در گسستی محسوس با وی درپی به شکست کشاندن همه وعدههای انتخاباتی او هستند.
منبع: ایرنا