ارتشهای کشورهای عربی خلیج فارس؛ پرهزینه اما ناتوان در میدان نبرد
یک گزارش تحلیلی بلومبرگ با انتقاد از عملکرد نظامی کشورهای حاشیه خلیج فارس میگوید، با وجود هزینههای هنگفت تسلیحاتی، وابستگی به نیروهای خارجی و حمایت آمریکا، این کشورها برابر ایران و انصارالله یمن با محدودیتهای جدی مواجه شدهاند.
بلومبرگ با اشاره به تحولات اخیر منطقه خلیج فارس، توان نظامی کشورهای عربی این منطقه را زیر سؤال برده و تاکید کرده است که ارتشهای این کشورها با وجود برخورداری از تجهیزات پیشرفته و صرف هزینههای کلان، در میدان نبرد با ضعفهای ساختاری و عملیاتی مواجه هستند.
بر اساس این گزارش، عربستان سعودی که طی دههها با اتکا به ثروت نفتی خود بر منطقه نفوذ داشته است، اکنون با چالشهای امنیتی فزایندهای روبهرو شده است. حملات موشکی ارتش یمن، تعطیلی متناوب فرودگاههای اصلی این کشور و نگرانی ثروتمندان از وضعیت امنیتی، از جمله نشانههای این وضعیت عنوان شدهاند.
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، با وجود نقش نزدیکان و پیروانش در قتل جمال خاشقجی، روزنامهنگار منتقد حکومت که در سال ۲۰۱۸ به قتل رسید، همچنان از استقبال در کاخ سفید و کاخ باکینگهام برخوردار بوده است. با این حال، گزارشها حاکی از آن است که او مانند بسیاری از حاکمان کشورهای حاشیه خلیج فارس، نگران تحولات امنیتی است و میان کاخهای بهشدت محافظتشده و مجهز به پناهگاههای زیرزمینی جابهجا میشود.
این گزارش میپرسد چرا نیروهای مسلح عربستان سعودی، با وجود هزینههای سرسامآور، در مهار ارتش یمن ناتوان هستند؛ نیروهائی که به نوشته بلومبرگ، نه از توان هوایی آمریکا هراسی دارند و نه از ارتش سعودی میترسند.
تجهیزات پیشرفته بدون توان عملیاتی کافی
بلومبرگ با یادآوری گفتوگویی با یکی از مقامهای ارشد بریتانیایی مسئول صادرات تجهیزات دفاعی در حدود ۲۰ سال پیش، میگوید در آن زمان نسبت به ادامه فروش تسلیحات بریتانیایی و آمریکایی به کشورهای خلیج فارس ابراز نگرانی کرده بود؛ زیرا شناخت کافی از نحوه استفاده حاکمان این کشورها از این تجهیزات وجود نداشت.
به گفته این مقام بریتانیایی، صادرات تسلیحات منبع مهمی برای درآمد ارزی بریتانیا بود و بخش عمده این تجهیزات در نهایت در بیابانها زنگ میزدند و بدون استفاده باقی میماندند. این گزارش می افزاید توصیف او از شکلگیری بزرگترین انبار ضایعات نظامی تاریخ، از آن زمان تاکنون بوده است.
صرفنظر از اینکه این ارزیابی در آن زمان تا چه اندازه دقیق بوده است، وضعیت کنونی نشان میدهد که نیروهای مسلح عربستان سعودی هنگام ورود به میدان نبرد، توخالی به نظر میرسند. تعبیر رایج در ارتش بریتانیا این وضعیت را بهخوبی توصیف میکند: «همه تجهیزات را دارند، اما بلد نیستند از آنها استفاده کنند.»
نگرانی حاکمان از کودتا و وابستگی به نیروهای خارجی
به نوشته بلومبرگ، یکی از دلایل ضعف عملیاتی ارتشهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، تلاش دیرینه حاکمان این کشورها برای ایجاد تعادل میان کارآمدی نیروهای مسلح و حفظ امنیت حکومت است.
این حاکمان در طول دههها کوشیدهاند از شکلگیری مراکز قدرت مستقل در ارتش جلوگیری کنند تا رقبای سیاسی نتوانند از ظرفیت نظامی برای انجام کودتا استفاده کنند.
در عربستان سعودی نیز کنترل بخشهای مختلف نیروهای مسلح میان شاهزادگان تقسیم شده بود؛ هرچند محمد بن سلمان تلاش کرده است فرماندهی نظامی را متمرکز و حرفهای کند.
این گزارش در عین حال تاکید میکند که ارتشهای کشورهای حاشیه خلیج فارس از افسران برجستهای برخوردارند. یک دانشجوی افسری بحرینی و یک دانشجوی افسری اماراتی نیز از جمله برندگان اخیر جایزه «شمشیر افتخار بینالمللی» در دانشکده آموزش افسری ارتش بریتانیا در سندهرست بودهاند.
با این حال، به نوشته بلومبرگ، بخش قابلتوجهی از نیروهای رزمی در ردههای پایینتر این ارتشها را پیمانکاران خارجی تشکیل میدهند.
همچنین، پشتیبانی از تجهیزات پیشرفته نظامی اغلب به نیروهای متخصص خارجی وابسته است. شرکت بریتانیایی BAE Systems Plc هزاران نفر را در عربستان سعودی به کار گرفته است. هرچند بسیاری از کارکنان این شرکت شهروندان محلی هستند، کشورهای حاشیه خلیج فارس برای حفظ آمادگی عملیاتی هواپیماهای جنگی خود همچنان به نیروهای خارجی متکیاند و در حوزههای اطلاعات نظامی و دفاع هوایی نیز به آمریکا وابستگی دارند.
در بخش دیگری از گزارش، به دشواریهای آمریکا در حمایت از کشورهای حاشیه خلیج فارس در برابر تهدیدهای ایران و ارتش یمن اشاره شده است.
بر اساس این گزارش، در ماههای اخیر محدودیت توان آمریکا برای کمک به این کشورها به شکلی آشکار نمایان شده است. گزارشهایی نیز از نیروی دریایی آمریکا درباره دشواری حفظ و تداوم محاصره دریایی ایران در فاصلهای دور از خاک آمریکا منتشر شده است.
دستکم ۱۰ ناو جنگی، دو گروه رزمی ناو هواپیمابر و پنج اسکادران اضافی جنگنده در این ماموریت مشارکت دارند و فشار بر نیروی انسانی و تجهیزات آمریکا بسیار زیاد توصیف شده است.
این گزارش میافزاید کشورهای حاشیه خلیج فارس که با حملات موشکی متناوب مواجه هستند، تقریبا دیگر انتظار ندارند آمریکا برای نجات آنها وارد عمل شود.
ناظران خارجی امروزه از پیشرفت عملیاتی انصارالله شگفتزده هستند. آنها اکنون بیش از هر زمان دیگری در استفاده از تجهیزات پیشرفته تبحر دارند. شمار نیروهای این گروه به دهها هزار نفر میرسد و اگرچه هواپیمای جنگی در اختیار ندارد، به نظر میرسد حملات هوایی طرف مقابل نیز دستاورد چندانی نداشتهاند.
عربستان سعودی نشان داده است که از نظر نظامی قادر به درهم شکستن انصارالله نیست.
اختلاف ریاض و ابوظبی و تردید درباره حمایت متحدان
بر اساس این گزارش، روابط عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز تیره شده است و محمد بن سلمان میداند که بعید است متحدان اسمی عربستان، یعنی ترکیه و پاکستان، در حمله زمینی به یمن مشارکت کنند. همچنین، درخواستهای عربستان سعودی از چین برای میانجیگری، به نتیجه مورد انتظار نرسیده است.
بلومبرگ معتقد است یکی از ناامید کنندهترین پیامدهای این تحولات برای غرب آن است که کشورهای حاشیه خلیج فارس، به دلیل ضعف کارآمدی نظامی و کاهش امیدشان به مداخله آمریکا، ممکن است ناچار شوند به فراوانترین منبع در دسترس خود، یعنی پول، متوسل شوند.
آمریکا بر نیمکره غربی و چین متمرکز شده و نه تمایل دارد و نه توان آن را دارد که مانند گذشته امنیت و نظم را در سراسر جهان برقرار کند. حملات پراکنده به ایران راهبرد محسوب نمیشوند و هیچیک از حاکمان کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز نمیتواند خود را با این تصور فریب دهد که چنین حملاتی از راهبردی منسجم پیروی میکنند.
این گزارش همچنین مینویسد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ظاهرا ذهن خود را به تلاش برای میانجیگری در فروش نقدی اوکراین به ولادیمیر پوتین مشغول کرده است.
در مقابل، به نوشته بلومبرگ، تنها ایران است که در منطقه خلیج فارس قدرت نشان میدهد.
بلومبرگ در جمعبندی گزارش خود تاکید میکند که کشورهای حاشیه خلیج فارس، چه با کمک آمریکا و چه بدون آن، نشان دادهاند که قادر نیستند ایران و انصارالله یمن را از نظر نظامی از میدان به در کنند.
این گزارش عربستان سعودی را یکی از بزرگترین بازندگان جنگ ایرانِ ترامپ توصیف میکند و مینویسد انتظار میرود تولید ناخالص داخلی این کشور در سال جاری کاهش یابد، زیرا فعالیتهای نفتی آن بهشدت افت کرده است.
بر اساس این ارزیابی، رؤیای عربستان سعودی برای تبدیل شدن به یک قطب منطقهای با واقعیتی سخت و تلخ مواجه شده و فرو ریخته است.
نویسنده در پایان، فرسایش شدید اقتدار اخلاقی، سیاسی و راهبردی عربستان سعودی بهعنوان متحد آمریکا را از دیگر پیامدهای این تحولات میداند و مینویسد بعید است کسی در کاخ سفید کنونی بداند چگونه میتوان این اقتدار را دوباره به دست آورد.