گاهی جای نقشها عوض میشود
هومن حاجیعبداللهی سالها پیش با صداپیشگی عروسکی به نام «پنگول» در برنامههای کودک و نوجوان شناخته شد، همکاری که خیلی زود از یک حضور معمولی فراتر رفت و پنگول را به شخصیتی با هویت، لحن و جهان مخصوص خودش تبدیل کرد.
اگر بخواهیم مسیر چند چهره محبوب تلویزیون را کنار هم قرار دهیم، شاید تقاطع حرفهای هومن حاجیعبداللهی و محمد بحرانی در برنامه نمایشی «قصههای هومن و جناب خان» که حال و هوایی سیتکامی دارد، یکی از جذابترین نمونهها باشد؛ دو هنرمند که از دو نقطه متفاوت وارد دنیای تصویر شدند، اما در یک ویژگی مهم اشتراک دارند: خلق شخصیتهایی که از آنها فراتر رفتند و به برندهایی مستقل تبدیل شدند.
هومن حاجیعبداللهی سالها پیش با صداپیشگی عروسکی به نام «پنگول» در برنامههای کودک و نوجوان شناخته شد. همکاری که خیلی زود از یک حضور معمولی فراتر رفت و پنگول را به شخصیتی با هویت، لحن و جهان مخصوص خودش تبدیل کرد. کاراکتری که نهتنها کودکان بلکه خانوادهها نیز با آن ارتباط گرفتند و به بخشی از خاطرات چند نسل از مخاطبان تلویزیون بدل شد. هنوز هم نام پنگول برای بسیاری یادآور برندی ماندگار و فراموشنشدنی است.
در سوی دیگر، محمد بحرانی با «جنابخان» مسیری مشابه اما در ابعادی گستردهتر را طی کرد. جنابخان تنها یک عروسک نبود؛ او به یک پدیده رسانهای تبدیل شد. شوخیها و دیالوگهایش وارد فضای مجازی شد، میان مردم دستبهدست چرخید و در دورهای که مخاطب تلویزیون بیش از هر زمان دیگری پراکنده شده بود، توانست دوباره میلیونها نفر را پای یک برنامه بنشاند. بحرانی شخصیتی خلق کرد که از قاب تلویزیون عبور کرد و به بخشی از فرهنگ عامه راه یافت.
اما امروز، معادله جالبی شکل گرفته است. محمد بحرانی در قالب مجری «کیمدی شو» در شبکه نمایش خانگی حضور دارد؛ برنامهای با حالوهوای رئالیتیشو که مخاطبان اصلی آن کودکان و نوجوانان هستند. از سوی دیگر، هومن حاجیعبداللهی در کنار جنابخان به عنوان مجری دیده میشود.
انگار نقشها جابهجا شدهاند؛ کسی که روزی با جان بخشیدن به یک عروسک، برندی ماندگار خلق کرده بود، امروز در کنار عروسکی ایستاده که خود به برندی مستقل و اثرگذار تبدیل شده است و آن دیگری که سالها روح و هویت جنابخان را ساخت، حالا در قامت یک مجری مسیر تازهای را تجربه میکند.
دنیای رسانه پر از این تقاطعهای غیرمنتظره است. روزی پشت یک شخصیت میایستی و روزی کنار شخصیتی قرار میگیری که خودش به یک ستاره تبدیل شده است. شاید همین باشد معنای واقعی گردش نقشها اینکه در گذر زمان، جای آدمها عوض میشود اما اثرشان باقی میماند.