پیام رئیس IOC برای آینده ورزش زنان
رئیس کمیته بینالمللی المپیک گفت: ورزش میتواند به زنان و دختران کمک کند آینده خود را شکل دهند.
در حاشیه برگزاری نهمین اجلاس جهانی «زنان و ورزش»، کریستی کاونتری، رئیس کمیته بینالمللی المپیک (IOC)، پیامی منتشر و در آن بر نقش ورزش در توانمندسازی زنان و دختران تأکید کرد. او با بیان اینکه «ورزش میتواند به زنان و دختران کمک کند آینده خود را شکل دهند»، یکی از نخستین پیامهای راهبردی خود پس از تصدی ریاست IOC را ارائه داد؛ پیامی که فراتر از حمایت از ورزش زنان، چشمانداز مدیریت جدید کمیته بینالمللی المپیک در حوزه توسعه سرمایه انسانی، برابری فرصتها و حکمرانی ورزش را ترسیم میکند.
اهمیت این پیام را باید در بستر تحولات مدیریتی جنبش المپیک تحلیل کرد. کریستی کاونتری، بهعنوان نخستین زن رئیس کمیته بینالمللی المپیک و یکی از پرافتخارترین شناگران تاریخ آفریقا، تنها از تجربه یک قهرمان سخن نمیگوید؛ او در حال ترسیم اولویتهای دوره جدید مدیریت IOC است. از همین رو، نباید این سخنان را صرفاً پیامی نمادین در حمایت از زنان تلقی کرد، بلکه باید آن را بخشی از نقشه راه آینده جنبش المپیک دانست.
در نگاه رئیس جدید IOC، ورزش دیگر صرفاً عرصهای برای رقابت، رکوردشکنی و کسب مدال نیست؛ بلکه ابزاری برای توسعه سرمایه انسانی، افزایش اعتمادبهنفس، پرورش مهارتهای رهبری، ارتقای سلامت و گسترش مشارکت اجتماعی زنان و دختران است. این تغییر نگاه، بیانگر آن است که جنبش المپیک در حال عبور از مفهوم «برابری در مشارکت» به سمت «توانمندسازی از طریق ورزش» است.
نکته قابل توجه دیگر در این پیام، تأکید بر مسئولیت سازمانهای ورزشی است. در ادبیات مدیریتی جدید IOC، توسعه ورزش زنان تنها یک هدف فرهنگی یا اجتماعی نیست، بلکه به یکی از شاخصهای حکمرانی مطلوب در ورزش تبدیل شده است. به عبارت دیگر، سازمانهای ورزشی باید بتوانند برای افزایش مشارکت زنان برنامهریزی کنند، اهداف مشخص داشته باشند، میزان پیشرفت خود را ارزیابی کنند و در برابر نتایج به دست آمده پاسخگو باشند. این همان تغییری است که نگاه IOC را از «حمایت» به «مدیریت» سوق داده است.
این پیام برای ورزش ایران نیز حاوی نکات مهمی است. در سالهای اخیر، بانوان ورزشکار ایرانی با وجود محدودیتها و چالشهای مختلف، موفق شدهاند در میادین آسیایی، جهانی، المپیک و پارالمپیک افتخارات ارزشمندی کسب کنند. این موفقیتها نشان میدهد که سرمایه انسانی قابل توجهی در ورزش زنان ایران وجود دارد؛ سرمایهای که در صورت برنامهریزی صحیح، میتواند نقش مؤثرتری در توسعه ورزش کشور ایفا کند.
با این حال، رویکرد جدید IOC ما را به طرح پرسشهایی فراتر از شمارش مدالها دعوت میکند. آیا توسعه ورزش بانوان در ایران بر اساس یک راهبرد ملی و بلندمدت دنبال میشود؟ آیا مسیر استعدادیابی، آموزش، قهرمانپروری و حمایت از دختران ورزشکار بهصورت یک زنجیره منسجم طراحی شده است؟ چه سهمی از ظرفیت بانوان در مدیریت، مربیگری، داوری، آموزش و پژوهش ورزش کشور مورد استفاده قرار میگیرد؟ و مهمتر از همه، آیا شاخصهای مشخصی برای ارزیابی پیشرفت ورزش بانوان وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها میتواند تصویر روشنتری از وضعیت حکمرانی ورزش در کشور ارائه دهد. زیرا توسعه ورزش زنان، صرفاً به معنای افزایش تعداد مدالها یا اعزامهای بینالمللی نیست؛ بلکه مستلزم سیاستگذاری هوشمندانه، سرمایهگذاری پایدار، تربیت نیروی انسانی متخصص و ایجاد فرصتهای برابر برای شکوفایی استعدادهاست.
البته باید توجه داشت که هر کشور، متناسب با فرهنگ، ارزشها و ساختار اجتماعی خود، مسیر توسعه ورزش را طراحی میکند. از این منظر، بهرهگیری از تجربیات جهانی به معنای تقلید نیست، بلکه به معنای استفاده هوشمندانه از الگوهای موفق و انطباق آنها با شرایط بومی است. ایران نیز میتواند با تکیه بر ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی خود، مدل بومی توسعه ورزش بانوان را بیش از پیش تقویت کند.
پیام کریستی کاونتری، در نهایت بیش از آنکه درباره زنان باشد، درباره آینده حکمرانی ورزش است. آیندهای که در آن موفقیت سازمانهای ورزشی تنها با تعداد مدالها سنجیده نمیشود، بلکه با میزان اثرگذاری آنها در توسعه سرمایه انسانی، عدالت در فرصتها، کیفیت سیاستگذاری و توانمندسازی نسل آینده نیز ارزیابی خواهد شد.
شاید مهمترین پیام این سخنان برای مدیران ورزش ایران آن باشد که امروز، توسعه ورزش بانوان دیگر یک موضوع حاشیهای یا صرفاً اجتماعی نیست؛ بلکه بخشی از سرمایه راهبردی ورزش کشور محسوب میشود. هر اندازه این سرمایه با برنامهریزی علمی، مدیریت کارآمد و نگاه آیندهنگر همراه شود، میتواند علاوه بر موفقیتهای بینالمللی، به افزایش سرمایه اجتماعی، سلامت عمومی و توسعه پایدار ورزش ایران نیز کمک کند.